سرقت مسلحانه زوج تبهکار به بهانه خرید وسایل دست‌ دوم

نوشته شده توسط تحریریه اقتصادآنلاین در ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ ساعت ۰۷:۵۹ نگهبان ساختمان در تحقیقات اولیه گفت: دقایقی قبل زوج جوانی وارد مجتمع شده و به من گفتند که میهمان یکی از ساکنان مجتمع هستند. پس از هماهنگی با واحد مورد نظر که مادر و دختری هستند، آنها به واحد مورد نظر رفتند. چند دقیقه‌ای نگذشته بود که زوج جوان هراسان از آسانسور بیرون آمدند و ساکی نیز به همراه داشتند. چهره آنها مضطرب بود همین موضوع باعث شد به آنها مشکوک شوم.
او ادامه داد: از زوج جوان خواستم صبر کنند تا با ساکنان واحد مورد نظر هماهنگ کنم، اما ناگهان زن جوان اسلحه کلتی را از جیبش درآورد و به سمت من شلیک کرد. اگر جا خالی نداده بودم تیر به سرم خورده بود، اما گلوله به دیوار برخورد کرد. با صدای شلیک گلوله و سر و صدایی که به‌وجود آمد اهالی ساختمان وارد شده و با حضور پلیس آنها دستگیر شدند. فروش اینترنتی
با اطلاعاتی که نگهبان مجتمع در اختیار مأموران قرار داد، این احتمال مطرح شد که برای مادر و دختر جوان که زوج مسلح مدعی بودند میهمانشان هستند، حادثه‌ای رخ داده باشد. بدین ترتیب آنها بلافاصله راهی واحد مورد نظر شده و مادر و دختر را دست و پا بسته در یکی از اتاق‌ها پیدا کردند.دختر جوان در تحقیقات گفت: مدتی بود که تصمیم به تعویض یخچال‌مان گرفته بودیم.
به همین دلیل آگهی فروش یخچال در فضای مجازی گذاشتم و چند نفری هم تماس گرفتند. تا اینکه زن جوانی به‌ نام فیروزه تماس گرفت و از من خواست یخچال را قبل از خرید ببیند. با این تصور که او مشتری است آدرس خانه را دادم و فیروزه و شوهرش وارد شده اما ناگهان با تهدید اسلحه دست و پای ما را بستند. آنها وسایل با ارزش و گرانبهای خانه را داخل ساکی ریخته و متواری شدند.
به دنبال این تیراندازی، قاضی سعید مدرس دستور تحقیقات در این خصوص را صادر کرد. در ادامه بررسی‌ها زوج جوان به سرقت‌های سریالی به این شیوه و شگرد اعتراف کردند.زن تبهکار در تحقیقات گفت: به همراه همسرم، نقشه سرقت‌ها را اجرا می‌کردیم. در فضای مجازی به سراغ آگهی فروش وسایل خانه می‌رفتیم و خانه‌هایی را که در شمال تهران بودند شناسایی می‌کردیم. بعد به‌عنوان مشتری وارد خانه‌ها شده و با تهدید اسلحه وسایل و لوازم با ارزش و کم حجم را سرقت می‌کردیم.
با اعتراف زوج جوان، به دستور دادیار شعبه چهارم دادسرای ویژه سرقت تحقیقات برای شناسایی مالباختگان دیگر ادامه دارد.

About Author