ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
راهکار میلتون فریدمن برای کشور شیلی در زمان حکومت پینوشه مبنی بر آموزش فرادستان جامعه که امروزه بهعنوان بدترین نمونه نابرابری آموزشی در جهان ذکر میشود، گویا آرام آرام و چراغ خاموش در نظام آموزشی ایران نیز تا حدودی در حال اجراست، هر چند دولت ها مستقیما و با دستور و بخشنامه دخالتی در اجرای آن نداشته باشند.
گشتی هر چند اجمالی در نظام آموزشی ایران حاکی از این واقعیت تلخ است که علی رغم صراحت و قاطعیت اصل سی ام قانون اساسی مبنی بر الزام حاکمیت برای آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه و همچنین ایجاد بستر این شرایط در تحصیلات عالیه، به میزانی که از اول انقلاب فاصله میگیریم، اجرای این اصل هم به فراموشی سپرده می شود.
گزارش اخیر یکی از کارشناسان دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی هم موید همین واقعیت ملموس است. پر مبرهن است که نابرابری آموزشی اجازه نمیدهد که همه استعدادها و ظرفیتهای انسانی یک جامعه که در معرض آموزش قرار گیرند و براساس تواناییها و ظرفیتهای خود به منظور رشد انسانی و مشارکت در فرایند توسعه جامعه ارتقا یابند.
بنابراین نابرابری هم به خاطر محرومماندن از همه ظرفیتها به ضرر جامعه است و هم از منظر ارتقای انسانی ستمی است به کسانی که مورد نابرابری آموزشی قرار میگیرند. از سوی دیگر بدون مشارکت عمومی برای توسعه و آموزش همه استعدادها و ظرفیتهای انسانی نمیتوان به این اصل که آموزش و نظام تعلیم و تربیت نقطه عزیمت توسعه هر کشوری است نائل آمد. بیش از نیمی یا به عبارت دقیق تر ۵۶ درصد قبولین رشته پزشکی، داروسازی و دندانپزشکی در آزمون سراسری را کسانی تشکیل می دهند که جزو مرفهین جامعه محسوب می شوند. همچنین است که این رقم در رابطه با رشته کامپیوتر ۶۲ درصد و گروه فنی و مهندسی دانشگاه شریف ۵۵ درصد است. این آمار زمانی جالب توجه تر می شود که بدانیم ۸۰ درصد کسانی که رتبه زیر ۳۰۰۰ هزار را در کنکور سراسری کسب می کنند طبق طبقه بندی وزارت رفاه جزو دهک های ۸ تا ۱۰ می باشند. آمارهایی از این دست به وضوح نشان می دهد که شانس پردرآمدهای جامعه برای ورود به رشتههای شاخص دانشگاهی مثل پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، مهندسی، روانشناسی و حقوق به طور فاحشی بیشتر است. در این بین طبقات پایین تر هم می توانند در رشته هایی نظیر جوراب بافی و صنایع غذایی و کشاورزی و … شانس خود را بیازمایند. با کلاس های کنکور به صورت کلاسی و خصوصی اش کاری نداریم که برای شرکت در آن ها باید اقدام به اخذ وام میلیاردی کرد، همین کتب کمک آموزشی با اسامی مختلف ، با ارقامی به فروش می رسد که طبقات ضعیف با دیدن رقمش فاز و نول قاطی می کنند. برای نمونه کتاب کمک آموزشی شیمی یکی از همین مراکز آموزش کنکور رقمی حدود یک و نیم میلیون تومان است یعنی یک چهارم قانون کار و به اندازه ای قطور است که حتی امکان تامین هزینه کپی کردن آن هم برای برخی از طبقات جامعه مقدور نیست. در جامعه ای که قرار بود به سان ابوذر زندگی کند و حاکمیتی که در ابتدا به نام مستضعفین تشکیل یافت و حتی اصل ۴۴ قانون اساسی آن بر اساس مفاهیمی مانند اقتصاد توحیدی و به اصطلاح سوسیالیستی نوشته شد، کار به جایی رسیده که دیگر خواندن آیه کنز و به دست گرفتن استخوان شتر هم طرفی نخواهد بست، آنجایی که کعب الاحبارها مدافع اجرای چنین طرح هایی هستند. حقیر حساب کردم که اگر خدای ناکرده در شرایط فعلی محصل بودم، در بهترین شرایط مالی موفق به پایان رساندن دوره ابتدایی می شدم، البته اگر مدیر مدرسه انسان منصفی بود و کمک به مدرسه ای اخذ نمی کرد
پست های مرتبط
یک کلمه : قانون !
تیر خلاص جنگ بر پیکر نیمهجان صنعت احداث
مسئولیت پذیری پزشکیان درسی برای همه مسئولان نظام