۵۴ همت افتتاح / ۴۱ همت تفاهم نامه / ۵۰ همت مصوبه عمرانی / ۹۸ همت تسهیلات / ۱۵۰ همت آماده سرمایه‌گذاری

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

گاهی برای سنجش عیار یک دولت، نه به سخنرانی‌های پرطمطراق، بلکه باید به روزهای دشوار نگاه کرد؛ به روزهایی که برنامه‌ها مطابق پیش‌بینی جلو نمی‌روند، محدودیت‌های پیش‌بینی‌نشده مسیر تصمیم‌ها را تغییر می‌دهند و اینجاست که تفاوت میان دولتی که مسئولیت می‌پذیرد و جریانی که صرفاً سیاست‌ورزی می‌کند،آشکار می‌شود. سفر رئیس‌جمهور به تبریز در واپسین لحظات لغو شد؛ اتفاقی که با توجه به شرایط خاص کشور، گمانه‌زنی‌هایی درباره ملاحظات امنیتی را به دنبال داشت، هرچند تا زمانی که توضیح رسمی و مستندی ارائه نشده، نمی‌توان علت قطعی آن را اعلام کرد. اما آنچه در ادامه رخ داد، اهمیت بیشتری داشت. رئیس‌جمهور اجازه نداد تغییر برنامه سفربه معنای متوقف ماندن پیگیری مطالبات آذربایجان شرقی باشد و معاون اجرایی خود را راهی تبریز کرد تا پرونده مسائل استان روی میز نماند، تصمیم‌ها پیگیری شوند و مسیرتصویب و اجرای تعهدات موردنظر متوقف نشود. این تصمیم، فارغ از هرگونه هیاهوی سیاسی، حامل یک پیام روشن بود: برنامه خدمت‌رسانی به مردم نباید قربانی تغییر شرایط شود. اگرقرار بود در این سفر درباره پروژه‌ها، مطالبات و مسائل انباشته استان تصمیم‌گیری شود، تغییر در ترکیب هیئت عالی‌رتبه حاضر در سفر نباید بهانه‌ای برای کنار گذاشتن آن برنامه‌ها می‌شد.

از همین نقطه باید روایت سفر سه‌روزه معاون اجرایی رئیس‌جمهور به تبریز را آغاز کرد؛ روایتی که در کنار دستاوردهای اجرایی، یک پرسش جدی را نیز پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد: چه کسانی در روزی که باید برای مسائل استان پای کار می‌آمدند،حاضر شدند و چه کسانی ترجیح دادند غایب باشند؟ غیبت در میدان مطالبه‌گری؛ نمایندگی مردم یا بازی با سیاست؟ یکی از پرسش‌برانگیزترین حاشیه‌های این سفر، غیبت سه نماینده تبریز بود؛ غیبتی که در فضای سیاسی و رسانه‌ای استان، به‌ویژه با توجه به حساسیت‌های پیش‌آمده، نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. نماینده مجلس، پیش از آنکه صاحب یک جایگاه سیاسی باشد، مسئول پیگیری مطالبات مردم است. حضور در جلساتی که امکان طرح مستقیم مشکلات، انتقال مطالبات و پیگیری مسائل حوزه انتخابیه را فراهم می‌کند، بخشی از همین مسئولیت است. ازاین‌رو، وقتی یکی از مهم‌ترین مسئولان اجرایی دولت به استان سفر می‌کند، انتظار طبیعی افکار عمومی آن است که نمایندگان مردم از این فرصت برای طرح مطالبات مشخص و پیگیری پاسخ‌های روشن استفاده کنند. البته غیبت هرنماینده‌ای ممکن است دلایل خاص خود را داشته باشد و قضاوت قطعی درباره انگیزه افراد، بدون اطلاع از توضیحات آنان، منصفانه نیست. بااین‌حال،اگر غیبت‌ها ناشی از اختلافات سیاسی یا تصمیمی برای کم‌اهمیت جلوه دادن سفر دولت بوده باشد، چنین رویکردی نه‌تنها کمکی به مردم نمی‌کند، بلکه هزینه اختلافات سیاسی را به مطالبات عمومی تحمیل خواهد کرد. پرسش اینجاست: اگر قرار بود اعتراضی مطرح شود، چرا این اعتراض درقالب مطالبه‌ای روشن، مستند و قابل پیگیری بیان نشد؟ اگر پروژه‌ای بر زمین مانده یا وعده‌ای محقق نشده بود، چرا فرصت گفت‌وگو با عالی‌ترین مقام اجرایی حاضر در سفر به عرصه‌ای برای مطالبه‌گری شفاف تبدیل نشد؟ اختلاف سیاسی حق نماینده است؛ اما تبدیل اختلاف سیاسی به مانع ارتباط با دولت، حق مردم نیست. مردم تبریز از نمایندگان خود انتظار دارند در بزنگاه‌ها، نه در حاشیه، بلکه در متن پیگیری مشکلات حضور داشته باشند. جایگاه نمایندگی با تعداد مصاحبه‌ها و شدت موضع‌گیری‌های رسانه‌ای سنجیده نمی‌شود؛ معیار اصلی، میزان مسئولیت‌پذیری دربرابر مردمی است که با هزار امید رأی داده‌اند.

مجلس تعطیل بود؛ مشکلات آذربایجان شرقی که تعطیل نشده بود!

غیبت نمایندگان استان، پرسش دیگری را نیز به وجود می‌آورد. درشرایطی که مجلس از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تعطیل است و فرصت حضور در حوزه انتخابیه فراهم‌تر به نظر می‌رسید، چه اولویت مهم‌تری وجود داشت که امکان حضور در نشستی با هدف پیگیری مسائل استان را از برخی نمایندگان سلب کرد؟ این پرسش، مطالبه‌ای عمومی است و پاسخ آن نیز باید روشن باشد. مردم حق دارند بدانند چه برنامه‌ای بر حضور در چنین جلسه‌ای اولویت داشته است؛ به‌ویژه هنگامی که پای مسائل اقتصادی، عمرانی، زیرساختی و مطالبات انباشته استان در میان باشد. استان آذربایجان شرقی برای حل مشکلات خود به رقابت‌های فرسایشی سیاسی نیاز ندارد. آنچه نیاز دارد، هم‌افزایی نمایندگان، مدیران اجرایی، دستگاه‌های استانی و دولت مرکزی است. هر فرصتی که بتواند به باز شدن گره‌ای از مشکلات مردم منجر شود، باید مغتنم شمرده شود؛ نه اینکه به صحنه‌ای برای نمایش فاصله‌های سیاسی تبدیل شود. وقتی از مجموع ۱۹ نماینده استان، بنا بر تجارب میدانی ازاین مراسم، شمار حاضران حتی به پنج نفر هم نمی‌رسد، طبیعی است که افکار عمومی درباره میزان همراهی نمایندگان با پیگیری مسائل اجرایی استان سؤال کند.؟ چرا از ظرفیتی که می‌توانست برای طرح مستقیم مطالبات مردم به کار گرفته شود، استفاده کامل نشد؟

نمایندگی، تریبون انتقاد نیست؛ مسئولیت پیگیری هم هست

نمی‌توان در روز برگزاری نشست از حضور در میدان پیگیری مشکلات فاصله گرفت و پس از پایان برنامه،صرفاً با موضع‌گیری‌های رسانه‌ای به نقد عملکرد دولت پرداخت. انتقاد حق نماینده است، اما این حق زمانی بیشترین اثر را دارد که با حضور مسئولانه، ارائه اسناد، طرح مطالبات مشخص و پیشنهاد راه‌حل همراه شود. نماینده‌ای که پروژه‌ای را بلاتکلیف می‌داند، باید نام پروژه، اعتبار موردنیاز، مانع اجرایی و راهکار پیشنهادی را روی میز بگذارد. نماینده‌ای که از تعهدات اجرا‌نشده سخن می‌گوید، باید سهم دستگاه‌های مسئول، موانع قانونی و مسیر قابل پیگیری برای رفع مشکل را نیز روشن کند. مردم از سیاست‌مداران،مسابقه در انتقاد نمی‌خواهند؛ نتیجه می‌خواهند. چطور می شود که آقایان برای رفع رجوع کردن و ریش گروگذاشن برای حل حکم انفصال به خدمت فلان آقا وقت دارند ولی برای پیگیری مطالبات مردم وقت ندارند؟ هر چند سطح کیفی نمایندگان این شهر به اندازه ای است که بود و نبودشان توفیری در نتیجه ندارد و همه به وضوح دیدیم که خیلی ها در این شهر اصل نمایندگان را هم نمی دانند و برعکس مسعود پزشکیان ورد زبان عام و خاص است.

سیاست‌زدگی به‌جای مطالبه‌گری؛ آیا قرار بود ابهت دولت را هدف بگیرند؟

حاشیه دیگر این سفر، غیبت برخی چهره‌های سیاسی و واکنش‌هایی بود که پیرامون آن شکل گرفت. در فضای سیاسی استان، گاه این وسوسه وجود دارد که هررویداد اجرایی به فرصتی برای امتیازگیری جناحی تبدیل شود؛ حتی اگر موضوع اصلی،پیگیری مسائل مردم باشد. اگر کسی تصور کند که با کم‌رنگ کردن یک نشست یا فاصله گرفتن از یک برنامه اجرایی می‌تواند جایگاه رئیس‌جمهور را نزد مردم تضعیف کند، باید در اصل این محاسبه تردید کرد. رابطه مردم با رئیس‌جمهور و دولت، صرفاً به حضورفیزیکی یک مقام در یک مراسم وابسته نیست؛ این رابطه در نهایت با عملکرد، صداقت،میزان پاسخ‌گویی و توانایی حل مشکلات سنجیده می‌شود. از همین رو، لغو سفر شخص رئیس‌جمهور، به‌خودی‌خود نه نشانه بی‌اعتنایی به تبریز است و نه دلیلی برای نتیجه‌گیری درباره میزان احترام دولت به مردم استان. درمقابل، اعزام معاون اجرایی و ادامه برنامه‌های پیش‌بینی‌شده را می‌توان نشانه‌ای از تلاش برای جلوگیری از توقف پیگیری‌ها دانست.احترام به رئیس‌جمهوررا نمی‌توان با یک صندلی خالی کم یا زیاد کرد؛ همان‌طور که احترام به مردم تبریز را نیز نمی‌توان با رقابت‌های جناحی جایگزین کرد.آنچه اهمیت دارد، نتیجه‌ای است که این سفر برای استان به همراه می‌آورد؛ پروژه‌ای که از بلاتکلیفی خارج شود، اعتباری که تأمین شود، مانعی که برطرف شود و وعده‌ای که از سطح حرف به مرحله اجرا برسد.

در میان حاشیه‌های سیاسی سفر، غیبت برخی چهره‌های شاخص احزاب اصلاح‌طلب و نقل اظهاراتی از جنس “اصلاً جعفر کیه؟” نیز قابل تأمل است؛ البته انتساب دقیق این عبارت به اشخاص مشخص، نیازمند مستندات روشن است.اگر چنین عبارتی واقعاً با هدف کم‌اهمیت جلوه دادن جایگاه معاون اجرایی رئیس‌جمهور بیان شده باشد،باید پرسید: آیا اهمیت یک مقام اجرایی را باید با نام و شهرت او سنجید یا با مسئولیتی که بر عهده دارد و اختیاراتی که برای پیگیری امور دولت در اختیار اوست؟ معاون اجرایی رئیس‌جمهور صرفاً یک مهمان تشریفاتی نیست. حضوراو در استان، در حالی که با اختیار، برنامه مشخص و پیگیری عملی همراه بود، می‌توانست و توانست فرصتی برای جمع‌بندی مسائل، هماهنگی میان دستگاه‌ها و تسریع در روند تصمیم‌گیری فراهم کند. کم‌اهمیت جلوه دادن چنین فرصتی،پیش از بررسی خروجی آن، بیشتر از آنکه نقدی کارشناسی باشد، رنگ‌وبوی رقابت سیاسی دارد. بااین‌حال، بایدمیان نقد یک رفتار و داوری درباره یک جریان سیاسی تفاوت گذاشت. حضور یا غیبت افراد، به‌تنهایی نماینده تمام دیدگاه‌ها و عملکرد یک حزب نیست. آنچه باید نقد شود، رفتار مشخصی است که در عمل به پیگیری مسائل استان کمکی نکرده باشد.

اگر هدف، حل مشکلات تبریز و آذربایجان شرقی است، معیار باید روشن باشد: چه کسی مطالبه‌ای مستند ارائه کرد؟ چه کسی برای حل آن راهکارداشت؟ چه کسی پس از پایان نشست، پیگیری را ادامه داد؟ نام‌ها و عناوین در برابر این پرسش‌ها اهمیت درجه دوم دارند. *فهرست تعهدات بر زمین‌مانده؛ نقد لازم است، اما حافظه تاریخی هم لازم است!

انتشار فهرست تعهدات اجرا‌نشده و پروژه‌های نیمه‌تمام استان از سوی برخی رسانه‌ها، اگر مستند ودقیق باشد، می‌تواند اقدامی مفید در مسیر شفافیت و مطالبه‌گری باشد. هیچ دولتی نباید از یادآوری وعده‌های اجرا‌نشده مصون باشد و هیچ رسانه‌ای نیز نباید به دلیل نزدیکی یا دوری فکری از یک دولت، از بررسی عملکرد آن صرف‌نظر کند. اما مسئله ازجایی آغاز می‌شود که فهرست مشکلات گذشته، نه برای یافتن راه‌حل، بلکه برای ساختن یک روایت سیاسی یک‌طرفه به کار گرفته شود؛ روایتی که گویی همه مشکلات امروز درهمین دوره پدید آمده‌اند و دولت فعلی باید بدون توجه به سابقه پروژه‌ها، محدودیت
منابع، تعهدات پیشین و شرایط کشور، پاسخ‌گوی تمام انباشت‌های گذشته باشد. پروژه‌های نیمه‌تمام، عقب‌ماندگی‌های زیرساختی و مطالبات انباشته استان معمولاً محصول یک تصمیم یا یک دوره کوتاه نیستند. بررسی منصفانه آن‌ها مستلزم شناخت تاریخچه هر پروژه، زمان آغاز، میزان اعتبار تخصیص‌یافته، موانع حقوقی و اجرایی و عملکرد همه دولت‌های دخیل است. نه می‌توان دولت فعلی را از پاسخ‌گویی معاف کرد و نه می‌توان میراث دولت‌های پیشین را از صورت‌حساب عملکرد استان حذف کرد.
دولت مسعودپزشکیان نیز باید درباره وعده‌های خود پاسخ‌گو باشد؛ اما ارزیابی عملکرد
آن باید با توجه به شرایط واقعی اقتصاد، محدودیت‌های بودجه‌ای، تعهدات انباشته و دشواری‌های ملی صورت گیرد. اگر دولت در چنین شرایطی برای پیگیری مسائل استان هیئتی اجرایی اعزام کرده و برنامه‌ای فشرده ترتیب داده است،این اقدام باید با معیار نتیجه سنجیده شود، نه با پیش‌داوری سیاسی.

رسانه‌ای که فهرست تعهدات بر زمین‌مانده را منتشر می‌کند، بهتر است در کنار آن مشخص کند کدام تعهد در چه دوره‌ای ایجاد شده، کدام اعتبار تخصیص یافته، چه موانعی وجود دارد و دولت فعلی برای حل آن چه کرده است. این همان تفاوت میان گزارشگری مسئولانه و استفاده ابزاری از مشکلات مردم است. *سه روز حضور درتبریز؛ کارنامه را با خروجی بسنجیم، نه با صندلی‌های خالی فارغ از حاشیه‌ها،اصل ماجرا در سه روز حضور معاون اجرایی رئیس‌جمهور در تبریز نهفته است. سفر مقام اجرایی زمانی ارزشمند است که از سطح دیدار و گفت‌وگو فراتر برود و به تصمیم، تعهد، زمان‌بندی و پیگیری منتهی شود.آنچه اهمیت دارد، این است که در جریان این سفر چه مسائلی بررسی شد، کدام مطالبات در دستور کار قرارگرفت، چه تصمیم‌هایی اتخاذ شد و چه مسیرهایی برای اجرای آن‌ها تعریف شد. پاسخ به این پرسش‌هاست که ارزش واقعی سفر را مشخص می‌کند. در ادامه این گزارش، مصوبات و دستاوردهای سفر به‌صورت تفصیلی ارائه خواهد شد تا افکار عمومی بتواند میان وعده، تصمیم اجرایی و اقدام قابل سنجش تفاوت قائل شود. در این ارزیابی باید یک اصل را همواره در نظر داشت: هر مصوبه‌ای تا زمانی که منابع مالی، دستگاه مسئول، مهلت اجرا و سازوکار نظارت آن روشن نشده باشد، لزوماً به معنای حل مشکل نیست. در مقابل، هر تصمیمی که از این مراحل عبور کند و به نتیجه ملموس برسد، می‌تواند گامی واقعی در جهت رفع محرومیت‌ها و تقویت زیرساخت‌های استان باشد.

از این منظر، دفاع از دولت به معنای چشم‌پوشی از ضعف‌ها نیست؛ دفاع مؤثر، دفاعی است که بر دستاوردهای مستند تکیه کند، موانع را توضیح دهد و هم‌زمان از دولت بخواهد تعهدات خود را تا مرحله اجرا دنبال کند.اگر در جریان این سفر گرهی باز شده، باید دقیقاً مشخص شود کدام گره و چگونه. اگر تصمیمی گرفته شده، باید معلوم باشد مسئول اجرای آن کیست. اگر پروژه‌ای به اعتبار نیاز دارد، باید میزان و مسیر تأمین آن روشن شود. این شیوه، هم از دستاوردهای دولت دفاع می‌کند و هم امکان ارزیابی منصفانه عملکرد آن را برای مردم فراهم می‌آورد. در جریان این سفر، علاوه بر بهره‌برداری از طرح‌هایی در بخش‌های صنعت، مسکن، آموزش، برق و آب و فاضلاب، تفاهم‌نامه‌هایی برای اجرای پروژه‌های بزرگ اقتصادی و صنعتی به امضا رسید و مجموعه‌ای از طرح‌های عمرانی نیز در فهرست مصوبات دولت قرار گرفت.

۵۴همت افتتاح / ۴۱ همت تفاهم نامه / ۵۰ همت مصوبه عمرانی / ۹۸ همت تسهیلات / ۱۵۰ همت آماده سرمایه‌گذاری

الف) ۵۴ هزار میلیارد افتتاح پروژه‌های عمرانی، زیربنایی و اقتصادی ۱- افتتاح ۴ پروژه توسعه‌ای در تراکتورسازی ایران به ارزش ۷۳۷ میلیارد تومان و ۹.۳ میلیون دلار ۲- افتتاح ۲۸ مدرسه و واحد آموزشی به ارزش ۷۰۰ میلیارد تومان ۳- افتتاح ۱۱۲۴۸ واحد مسکونی به ارزش ۱۱ هزار میلیارد تومان ۴-افتتاح ۱۰ پروژه برق منطقه‌ای و پروژه آب و فاضلاب به ارزش ۱۳ هزار و پانصد میلیارد تومان ۵-احیای فناوری جوش آذربایجان بعد از ۱۳ سال توقف به ارزش ۱۲۰۰ میلیارد تومان ۶- افتتاح کارخانه گلوکز و نشسته شیرین عسل به ارزش ۱۰۰۰ میلیارد تومان و ۴۲ میلیون دلار ۷- افتتاح نیروگاه ۱۲۰ مگاواتی خورشیدی در جلفا به ارزش ۱۱ هزار میلیارد تومان از این پروژه‌ها، ۵ مجموعه پروژه به ارزش ۲۶ هزار و ۶۸۷ میلیارد تومان و ۹.۳ میلیون دلار متعلق به بخش دولتی و سه پروژه به ارزش ۱۳ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان و ۴۲ میلیون دلار متعلق به بخش خصوصی است که با حمایت‌های بوروکراتیک و تسهیلاتی دولت اجرا شده اند.

ب) ۴۱ همت تفاهمنامه راه‌اندازی پروژه‌های بزرگ اقتصادی و صنعتی ۱. احداث پالایشگاه غلات ارس به ارزش ۵ هزار میلیارد تومان ۲. طرح تولید ورق‌های فولادی در سراب به ارزش ۳۰ هزار میلیارد تومان ۳. احداث کارخانه تولید خوراک دام و طیور در مرند به ارزش ۱۲۰۰ میلیارد تومان ۴. طرح تولید پکتین و فیبر در بستان‌آباد به ارزش ۵ هزار میلیارد تومان

ج) ۹۸ همت تسهیلات بانکی د) ۱۵۰ همت آمادگی سرمایه‌گذاری ه) ۵۰ همت مصوبات عمرانی دولت ۱. تکمیل و بهره‌برداری از ۶۰ کیلومتر مسیر اصلی جلفا-کلاله ۲. تکمیل ۱۶ کیلومتر از قطعه ۶ (حد فاصل کیلومتر ۵ تا ۲۱) و یک باند از قطعه ۳ آزادراه تبریز-ارومیه ۳. تکمیل فاز اول بیمارستان ۱۰۰۰ تختخوابی بیمارستان آموزشی جایگزین بیمارستان‌های شهدا و امام خمینی(ره) تبریز ۴. تکمیل و تجهیز فضاهای آموزشی، پرورشی و ورزشی مدارس سطح استان ۵. تکمیل قطعه ۳ و باقیمانده عملیات ایمن‌سازی قطعات ۱ الی ۳، تقاطع یامچی، یک باند از کنارگذر عجب‌شیر، ۵ کیلومتر از باند یک کنارگذر بناب، ۱۳/۵ کیلومتر از محور نیر-سراب و روکش آسفالت و ایمن‌سازی قطعات ۱ و ۲ (مبدأ سراب) ۶. بهسازی ۲۰۰ کیلومتر از مسیر بحرانی باند رفت و برگشت آزادراه زنجان-تبریز ۷. رفع نقاط حادثه‌خیز و ایمن‌سازی راه‌ها و بهسازی، آسفالت و روکش راه‌های شریانی و غیرشریانی سطح استان ۸. تکمیل عملیات ساختمانی سد استور (شهریار) شهرستان میانه (اتمام راه‌های جایگزین و تکمیل خرید اراضی) ۹. تکمیل مدول دوم تصفیه‌خانه فاضلاب شهر تبریز ۱۰. تکمیل ۱۱/۵ کیلومتر (حد فاصل کیلومتر ۱/۵ تا ۱۳) و ۹ کیلومتر (حدفاصل کیلومتر ۳۷ تا ۴۶) از آزادراه تبریز-بازرگان ۱۱. ادامه عملیات اجرایی بیمارستان ۳۰۰ تختخوابی مرند ۱۲. تکمیل ایستگاه‌های ترکمانچای، تیکمه‌داش و بستان‌آباد و ایستگاه تشکیلاتی خاوران از محور جدید راه‌آهن میانه-تبریز ۱۳. آبرسانی به کلیبر از پیغام‌چای و آبرسانی به شهر تبریز و مرمت آن ۱۴. تکمیل و بهره‌برداری از ۱۹ کیلومتر در قطعات ۲، ۳ و ۴ مسیر آزادراه مراغه-هشترود ۱۵. تکمیل عملیات اجرایی بدنه سد و سرریز سد گرمی‌چای میانه ۱۶. تکمیل عملیات خاک‌ریزی بدنه و اجرای سرریز و راه‌های جایگزین سد پیغام‌چای کلیبر همچنین مقرر شد طرح‌های کلان دیگر استان مثل انتقال آب ارس به تبریز، پروژه‌های توسعه مس سونگون، خط آهن خاوران ـ تبریز ـ چشمه ثریا و…، به صورت جداگانه و خارج از مصوبات عمرانی سفر، تامین اعتبار شوند.

*جمع‌بندی؛ دولت را با کارنامه‌اش بسنجید، برخی نبودنشان خود نعمتی بزرگ است. سفر سه‌روزه معاون اجرایی رئیس‌جمهور به تبریز، در شرایطی که سفر شخص رئیس‌جمهور در واپسین لحظات لغو شد، فرصتی برای بازخوانی یک واقعیت مهم بود: اداره کشور و پیگیری مطالبات مردم نباید در انتظار فراهم شدن شرایط ایده‌آل متوقف بماند. تصمیم به ادامه برنامه سفر از طریق اعزام معاون اجرایی، اقدامی در جهت حفظ روند پیگیری مسائل استان بود؛ اقدامی که ارزش نهایی آن را باید در مصوبات، تعهدات و نتایج اجرایی‌اش جست‌وجو کرد. در کنار این رویکرد، غیبت شماری از نمایندگان و برخی چهره‌های سیاسی نیز پرسش‌هایی درباره اولویت‌بندی مسئولیت‌ها و نسبت رقابت‌های جناحی با منافع عمومی ایجاد کرد؛ پرسش‌هایی که پاسخ‌گویی به آن‌ها می‌تواند به شفافیت بیشتر فضای سیاسی استان کمک کند. آذربایجان شرقی بیش از هر چیز به مسئولانی نیاز دارد که اختلاف‌نظر را به مانعی برای همکاری تبدیل نکنند. نماینده مردم باید مطالبه کند، دولت باید پاسخ دهد، رسانه باید راستی‌آزمایی کند و افکار عمومی باید بتواند نتیجه این تعامل را در زندگی روزمره خود ببیند. دولت پزشکیان در برابر انبوه مشکلات و تعهدات گذشته، مسئولیت سنگینی بر عهده دارد. این مسئولیت را نه می‌توان با شعار از دوش آن برداشت و نه با نادیده گرفتن دشواری‌های موجود به‌درستی ارزیابی کرد. آنچه دولت را در چشم مردم سربلند می‌کند، توانایی تبدیل تصمیم‌ها به نتیجه، صداقت در بیان محدودیت‌ها و پافشاری بر حل مشکلات است. در سوی دیگر، مخالفان دولت نیز حق دارند انتقاد کنند؛ اما انتقاد زمانی اعتبار دارد که مستند، منصفانه و راهگشا باشد. غیبت از میدان پیگیری، اگر با انتقادهای پسینی همراه شود، به‌تنهایی جایگزین مسئولیت‌پذیری نمی‌شود. سیاست‌ورزی مسئولانه یعنی حتی در اوج اختلاف، راه حل مشکلات مردم را مسدود نکنیم. تبریز نه به صندلی‌های خالی نیاز دارد، نه به جنگ‌های بی‌پایان جناحی؛ تبریز تصمیم می‌خواهد، اعتبار می‌خواهد، اجرای مصوبات را می‌خواهد و مسئولانی می‌خواهد که در روزهای دشوار نیز پای کار بمانند. 

 

 

About Author