سعید ایریلوزادیان
حادثه ریزش چند ساختمان در محله ملازینال تبریز، پیش از آنکه موضوعی برای منازعههای رسانهای و رقابتهای سیاسی باشد، هشداری جدی درباره وضعیت بافتهای فرسوده، سکونتگاههای کمبرخوردار و ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت خطر در کلانشهر تبریز است.
در روزهای اخیر برخی نقدها متوجه استاندار آذربایجانشرقی شده و عدم حضور میدانی ایشان در محل حادثه، به عنوان نشانهای از بیتوجهی به مردم آسیبدیده تفسیر شده است. اصل حساسیت نسبت به وضعیت شهروندان حادثهدیده، قابل احترام و حتی ضروری است؛ اما تقلیل دادن چنین مسئله پیچیدهای به حضور یا عدم حضور یک مقام اجرایی در صحنه حادثه، نه دقیق است و نه کمکی به حل ریشهای مشکل میکند.
واقعیت آن است که حادثه ملازینال، محصول یک روز و یک تصمیم نیست. این رخداد، نتیجه سالها انباشتِ مسائل در حوزه بافتهای ناکارآمد شهری، ضعف در نوسازی، کمبود منابع، پیچیدگیهای مالکیتی، فقر شهری و بیتوجهی مزمن به ایمنی سکونتگاههای کمبرخوردار است. بنابراین، انتظار از استاندار نیز نباید در حد یک بازدید نمادین و چند قاب رسانهای محدود شود.
بهرام سرمست به عنوان نماینده عالی دولت در استان، مسئولیتی فراتر از حضور در قاب دوربینها دارد. نقش استاندار در چنین حوادثی، بیش از آنکه عملیاتی و صحنهای باشد، راهبری، هماهنگسازی، بسیج امکانات، مطالبه منابع ملی و وادار کردن دستگاههای مسئول به پاسخگویی و اقدام مؤثر است. اگر قرار است مطالبهای جدی از استاندار مطرح شود، باید مطالبه برنامه، تصمیم و پیگیری باشد؛ نه صرفاً مطالبه حضور فیزیکی در محل حادثه.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بخشی از مدیریت کشور گرفتار آفت «نمایش حضور» شده است؛ مدیرانی که در نخستین ساعات حادثه مقابل دوربین حاضر میشوند، اما پس از فروکش کردن تب رسانهای، مسائل اصلی مردم همچنان روی زمین میماند. مدیریت مسئولانه الزاماً پر سر و صدا نیست. گاهی تصمیمگیری در پشت میزهای هماهنگی، پیگیری اعتبارات، تشکیل جلسات کارشناسی و الزام دستگاهها به انجام وظایف قانونی، اثرگذارتر از حضوری است که صرفاً مصرف خبری دارد.

از این منظر، نقد استاندار باید منصفانه و مبتنی بر خروجی باشد. اگر مدیریت ارشد استان در قبال ملازینال برنامهای برای اسکان موقت و پایدار آسیبدیدگان، بررسی علل حادثه، شناسایی نقاط پرخطر مشابه، تأمین منابع بازآفرینی و پیشگیری از حوادث مشابه نداشته باشد، بیتردید باید مورد پرسش قرار گیرد. اما اگر پیگیریها در مسیرتصمیمسازی و هماهنگی دستگاهها در حال انجام است، نباید صرفاً به دلیل عدم حضور رسانهای، حکم به بیتفاوتی داد.
نگاه اصلاحطلبانه به مدیریت، نگاهی مبتنی بر عقلانیت، شفافیت و اصلاح ساختارهاست. در چنین نگاهی، مدیر موفق کسی نیست که بیشترین عکس را از بازدیدهای میدانی منتشر کند، بلکه کسی است که بتواند سازوکارهای فرسوده را اصلاح کند، دستگاههای پراکنده را پای کار بیاورد و برای مسائل مزمن شهری راهحل پایدار ارائه دهد.
حادثه ملازینال باید به فرصتی برای تغییر رویکرد در مدیریت بافتهای فرسوده تبریز تبدیل شود. از استاندار آذربایجانشرقی انتظار میرود با پرهیز از رفتارهای نمایشی، گزارشی روشن از اقدامات انجامشده و برنامههای پیشرو ارائه کند؛ گزارشی که نشان دهد دولت در استان، مسئله را صرفاً یک حادثه مقطعی نمیبیند، بلکه آن را نشانهای از یک بحران ساختاری میداند.
مردم ملازینال بیش از آنکه نیازمند حضور نمادین مسئولان باشند، نیازمند امنیت، جبران خسارت، اسکان مطمئن و اطمینان از تکرار نشدن چنین حوادثی هستند. دفاع از استاندار نیز زمانی معنادار است که بر همین منطق استوار باشد: عبور از مدیریت نمایشی و حرکت به سمت مدیریت پاسخگو، برنامهمحور و مسئلهحلکن.
امروز وظیفه رسانهها، دامن زدن به هیجانهای زودگذر نیست؛ بلکه باید از مدیریت ارشد استان بخواهند مسیر اقدام را شفاف کند و از فرصت حادثه ملازینال برای آغاز یک برنامه جدی در حوزه ایمنی و بازآفرینی شهری بهره بگیرد. در این مسیر، قضاوت درباره عملکرد استاندار نه با تعداد بازدیدها، بلکه با میزان اثرگذاری تصمیمات و نتایج عملی آن سنجیده خواهد شد.
پست های مرتبط
دیوارِ کجِ شورا
تبریز شهر بی دفاع در برابر زلزله
پروژه شهرک جوانان قربانی سوء مدیریت شهری تبریز