اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
در ادبیات مدیریت شهری مدرن، شورای شهر صرفاً یک نهاد نظارتی ساده نیست؛ بلکه پارلمان شهری است که وظیفه اصلی آن، تبدیل نیازهای اجتماعی به سیاستهای کلان، تدوین بودجههای تخصصی و نظارت بر اجرای طرحهای زیرساختی است. قدرت واقعی یک شورا در تخصصِ فرادستی نهفته است. یک پارلمان شهری کارآمد،باید مجموعهای از ذهنهای متخصص در حوزههای برنامهریزی،اقتصاد شهری، مهندسی عمران و حقوق عمومی باشد تا بتواند در برابر قدرت اجرایی (شهرداری) نه تنها بعنوان یک ناظر، بلکه بعنوان یک طراح استراتژیک بایستد.
اما آنچه در شورای شهر تبریز شاهد آن هستیم، یک انحراف ساختاری است که مدیریت شهری این کلانشهر تاریخی را به ورطه ناکارآمدی کشانده است.
کالبدشکافی بحران: تلاقی بیکفایتی و بیتخصصی
واقعیت موجود در چیدمان ۱۳ نفره شورای شهر تبریز، فراتر ازیک ناهماهنگی ساده، یک بحران هویت تخصصی است. اگر نگاهی به ساختار ۸ کمیسیون اصلی شورا بیندازیم، با یک واقعیت تکاندهنده روبرو میشویم: هیچیک از اعضای شورا، در هیچیک از کمیسیونهای حیاتی، مدرک تحصیلی یا سابقه مدیریتی مرتبط با ماهیت آنکمیسیون را ندارند. در حالی که مدیریت شهری امروز بر پایه دادهمحوری و تکنوکراسی بنا شده، ما با چیدمان جالبی مواجه هستیم که می تواند در یافتن پاسخ شکست عملکردی شورای شهر برای افکار عمومی جالب توجه باشد.
در کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تبریز که به تعبیری ستون فقرات مدیریت است، رئیس کمیسیون با مدرک مهندسی صنایع غذایی، با حوزهای سر و کار دارد که با فرآیندهای پیچیده مالی و برنامهریزی کلان شهری، تضاد ماهوی دارد.
در کمیسیون محیط زیست و خدمات شهری، تکیه بر تخصص تاریخ و تمدن اسلامی، عملاً خلاء دانش زیستمحیطی و مدیریت پسماند و خدمات شهری را پر نمیکند و حال آنکه رئیس کمیسیون دارای چنین رشته تخصصی می باشد.
در کمیسیون شهرسازی و معماری، که نیاز به دانش مهندسی و شهرسازی دارد، حضور یک کارشناسی ارشد حقوق عمومی، نشاندهنده اوج بحران عدم حضور نیروهای متخصص در بدنه تصمیم گیری های کلان شهری است.
در کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک، تکیه بر دکترای جامعهشناسی، اگرچه در تحلیل رفتار اجتماعی کاربرد دارد، اما در مواجهه با چالشهای پیچیده مهندسی ترافیک و زیرساختهای حملونقل و ایضا پروژه های عمرانی بی سروته که در این دوره شاهدیم، یک خلاء فنی آشکار ایجاد میکند.
حتی در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی، علیرغم حضور روحانیون در شورا، شاهد غیبت تخصصی آنها در این حوزه هستیم و این کمیسیون یکی از کمیسیون های کم برخوردار به لحاظ کمی است و تنها سه عضو افتخار داده اند تا آورده فرهنگی شان صرف بهبود فرهنگی و اجتماعی شهر شود.
از طرحمحوری تا جنجالمحوری، سقوط از سیاست به دعوا
پیامد این فقر تخصصی، نه در کتابهای مدیریت، بلکه در صحن علنی شورا ملموس است. وقتی تخصص از اتاقهای کمیسیون حذف شود، جای خالی آن را جنجال پر میکند. در طول ۵ سال گذشته، شاهد بودهایم که جلسات شورا از فضای تدوین لایحه و طرحهای عمرانی، فرهنگی، اجتماعی و شهری به فضای درگیریهای لفظی و اتهامات متقابل تغییر ماهیت داده است.
رسانههای مستحضر میدانند که در ۹۹ درصد دستور جلسات هفتگی، خبری از طرح های تحولآفرین، طرحهای توسعه یا گزارشهای عملکردی علمی نیست. آنچه در دستور کار باقی مانده، یا میاندستورها برای جمعآوری رأی و جلب حمایت است، یا تذکراتی که هدفشان نه اصلاح ساختار، بلکه حمله به رقیب است. وقتی اعضای شورا توانایی تحلیل فنی یک طرح عمرانی یا یک بودجه ای پیچیده را نداشته باشند، تنها ابزار باقیمانده برای آنها، استفاده از کلمات برای متهم کردن دیگری است. چرا که عمده بحث بر سر ارائه طرح و قرار گرفتن آن در دستور کار شوراست از آن روی
که طرح از سوی عضو شورا ارائه می شود و لایحه از سمت شهرداری و لذا عدم تخصص،بی برنامگی و نداشتن طرح و نظر کارشناسی را برای بهبود وضعیت شهر در حوزه های مختلف داشته است.
نتیجهگیری: فراخوان برای بازنگری در پارادایم مدیریتی
شورای شهر تبریز در حال حاضر، یک پارلمان بدون تخصص است که به جای مدیریت شهر، مشغول درگیری های لفظی، انگ زدن به این و آن (خصوصا اگر شخص یا نهاد مورد نظر جزو منتقدین باشد) است و ادامه این روند، یعنی تداوم فرسایش بافت تاریخی، عقبماندگی در هوشمندسازی و از دست رفتن فرصتهای سرمایهگذاری و هزارویک مشکل. اگر میخواهیم تبریز از بحرانهای زیرساختی رهایی یابد، باید از این دوران ریاکاری تخصصی عبور کنیم و به سمت پارلمانیسم علمی حرکت کنیم. شهر، نیازمند مهندس، شهرساز و اقتصاددان است، نه صرفاً سیاستمدارانی که در جستجوی برتری لفظی در صحن علنی هستند.
پست های مرتبط
توسعه متوازن و پایدار؛ ضرورتی برای امروز و آینده
در ستایش مردی که در میان طوفان ایستاد و صدای حقیقت را به گوش جهان رساند
صدای حق در تالار ملل