اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
تبریز، نه یک شهر معمولی، که پایتخت غیرت و هویت ایران است؛ شهری که تار و پود تاریخیاش، سند زنده تمدن این مرز و بوم است. اما افسوس که در سیصد و چهلمین جلسه علنی شورای شهر، نه بوی اقدام شنیده شد و نه طعم تدبیر چشیده شد. آنچه در صحن شورا گذشت، تکرار ملالآور همان سناریوی همیشگی است: تقلیل بحرانهای استراتژیک شهر به تعارفات اداری و گلایههای بیپایان. وقتی از بافت تاریخی صحبت میکنیم، از جان شهر سخن میگوییم؛ این گزارش، کالبدشکافی یک نشست بیتصمیم است؛ جلسهای که در آن تاریخ قربانی ساختار شد. جلسه آوردگاه تقابل پینک پونگی اداره کل راه و شهرسازی، اعضای شورای شهر، اداره کل میراث فرهنگی و شهرداری تبریز و جمعی از مختصصین طراح در حوزه مطالعات شهری و طرح تفصیلی بود.
قراین و شواهد نشان از آن دارد که بعد از آثار تاریخی تبریز(مقبره الشعرا) و اماکن تفریحی (باغ گلستان) این بار آنچه از عقبه تبریز مورد هدف قرار گرفته است، بافت تاریخی آن است و نگاه سودجویانه و درآمدزا به ملک و ایجاد ارزش افزوده بر آن باعث شده است تا بافت تاریخی تبریز که از قضا لقمه چرب و نرمی است، هدف بعدی تفکرات خطرناک مدیریت شهری باشد، هر چند در ظاهر امر ادعای اعضای شورا مبنی بر این است که در تلاش برای ایجاد تعادل میان حفاظت از هویت تاریخی تبریز، حقوق مالکان و شهروندان، تداوم سکونت و رونق اقتصادی هستند. نگاه سودجویانه و منفعت محور به بافت تاریخی این شهر تحت لوای عدم رعایت حقوق مالکانه و وجود قوانین سخت گیرانه و اعضایی که در کنار مدیران شهری معتقدند که قوانین حفاظتی بافت، در تعارض با حقوق مالکان است!
بر همین اساس احد صادقی، عضو شورای شهر تبریز، با اشاره به روند بررسی ضوابط طرح ویژه بافت تاریخی این شهر اظهار کرد: باید مشخص شود شورای اسلامی شهر در فرایند تصمیمگیری درباره این موضوع چه جایگاهی دارد و نقش شورا در کمیسیون ماده ۵ چگونه تعریف شده است.
این عضو شورای شهر خاطرنشان کرد: باید بهگونهای عمل کنیم که نتیجه اقدامات، حفظ بافت تاریخی و هویت شهری تبریز باشد، نه اینکه اختلاف میان شهرداری، راه و شهرسازی و میراث فرهنگی ادامه پیدا کند و این موضوع بیش از پیش به طول بینجامد.
سیدکاظم زعفرانچیلر دیگر عضو شورا با تأکید بر ضرورت نگاه اجتماعی به بافت تاریخی شهر گفت: حفاظت از بافت تاریخی باید به عاملی برای ماندن مردم در این محدودهها تبدیل شود، نه اینکه در نهایت به دلیل ضوابط سختگیرانه و بیتوجهی به نیازهای ساکنان، زمینه مهاجرت و تخلیه جمعیتی این مناطق را فراهم کند.
وی ادامه داد: ممکن است در یک مجموعه، از میان ۱۰ کوچه تنها یک پلاک دارای ارزش تاریخی ویژه باشد؛ اما سؤال این است که تکلیف ۹ خانه دیگر چیست؟ آیا باید برای همه آنها همان ضوابط و محدودیتهایی را اعمال کرد که برای یک بنای واجد ارزش تاریخی اعمال میشود؟
رشیدی دیگر عضو شورای شهر نیز گفت: در شورای شهر بارها و در هر جلسه درباره هویت تبریز صحبت کردهایم و حتی شهرداری را مکلف کردهایم برای حفظ و تقویت این هویت هزینه کند.
وی با اشاره به وضعیت ساکنان اصیل بافت تاریخی تبریز اظهار کرد: امروز ساکنان اصیل تاریخی تبریز در شرایط اقتصادی دشواری قرار گرفتهاند و بعضاً از نظر اقتصادی مستأصل و مفلس شدهاند.
اما آنچه از خروجی این جلسه می توان استنباط کرد آن است که مدیریت شهری تبریز، دچار فلج تحلیلی شده است! برای رهایی از این بنبست، نه به «طرحِ جامعِ جدید» نیاز داریم و نه به بحثهای آکادمیک در صحن شورا. لذا به نظر می رسد در این ارتباط ما به سه اقدام رادیکال نیاز داریم:
1. تأسیس مدیریت واحد بافت تاریخی با اختیارات تام: مادامی که میراث فرهنگی، شهرداری و راه و شهرسازی، هر یک در جزیرهی قدرت خود نشستهاند، تبریز به گروگان گرفته خواهد شد.
2. معکوسسازی فرآیند مالی: به جای خرج کردن میلیاردها تومان برای مطالعه و سنگفرش و دوچرخه پخش کردن، باید یارانهی سکونت ایجاد کرد. شهرداری باید بخشی از درآمدهای خود را مستقیماً به ساکنان خانههای تاریخی اختصاص دهد تا آنها، نه به دلیل فقر، که به دلیل مزیت اقتصادی نگهداری، در بافت بمانند. چطور شهرداری برای عمارتی که وجود خارجی نداشت و در یک مکان دیگر پروژه میلیاردی کلاه فرنگی راه انداخت تا مثلا خود را حافظ تاریخ و هویت شهر نشان دهد و بنایی را که نبود و مکانش هم آنجا نبود احداث کرد و حالا قصد دارند بناهای موجود را به بهانه های واهی به زیر تیغ بولدزرها ببرند. با آن چه دارند و موجود است بولدوزری برخورد می کنند و برای آنچه که نیست میلیاردی هزینه می کنند!
3. شورایِ شهر؛ از تماشاگر به قانونگذار جسور: اگر طرحهای توسعه در صحن
شورا بررسی نمیشود، زیرا از شورا سلب اعتماد شده است. سکوت شورا در برابر اتفاقات ۵ سال اخیر نگرانی های جدی در رابطه با حس نیت تصمیمات در این پارلمان شهری را ایجاد کرده است.
لطفا انگشت در هر سوراخی نکنید، بگذارید بافت تاریخی بماند برای تبریز و برای دوره های بعدی شورا و شهرداری و قرار نیست که شما در همین دوره نسخه تبریز را بپیچید و همه چیز را نابود کنید، بگذارید کمی هم برای دوره های بعدی بماند. عمارت کلاه فرنگی درست کردنتان کجا و رای به نابودی بافت تاریخی دادنتان کجا؟ کم کم شرایط در مدیریت شهری و شورا به مرحله ای رسیده است که باید مثل آن روضه معروف بگوئیم که ایش ابوالفضله قالیبدی! باید برای خلاص شدن از دست این جماعت دست به دعا برداریم و از بابت هر ذنبی که باعث شده است تا تبریز دچار این دوره شود به درگاه احدیت طلب استغفار کنیم.
پست های مرتبط
سوخت دوم ، کارساز یا بحرانساز؟
ناتوانی مدیریتی عامل نارضایتی اجتماعی
مرگ تلخ و سکوت سیاه