تبریز مظلوم، شهردار مغرور!

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

حکمرانی در جوامع مدرن، نه یک امتیاز شخصی، بلکه امانتی است که بر دوش مدیران نهاده شده است. در نظام‌های مردم‌سالار، شفافیت و پاسخگویی، نه یک انتخاب دمکراتیک، بلکه نخستین شرط مشروعیت هر جایگاه مدیریتی است. هیچ‌کس، تأکید می‌کنیم «هیچ‌کس»، در ساحت مدیریت، فراتر از دایره نقد و مصون از تیغ تیز پرسش‌گری نیست، مگر آن که از درجه معنوی عصمت برخوردار باشد که در باور دینی ما معصوم همان ۱۴ معصوم هستند و تا جایی که ما اطلاع داریم کم و زیاد نشده اند!
رسانه بعنوان رکن چهارم دموکراسی و افکار عمومی بعنوان داور نهایی، حق دارند بدانند در اتاق‌های دربسته تصمیم‌گیری چه می‌گذرد و چرا اولویت‌های شهری، گاه در تضاد آشکار با نیازهای عریان شهروندان قرار می‌گیرد. هر مدیری که تصور کند صندلی‌اش، حصاری امن برای فرار از پاسخگویی است، در حقیقت در حال فرسایش سرمایه اجتماعی و تیشه زدن به ریشه اعتماد عمومی است.

تبریز و ظهور سبک مدیریتی فرار از پاسخگویی

علیرغم مبرهن بودن اصل پاسخگویی متأسفانه در مدیریت شهری تبریز، شاهد ظهور پدیده‌ای نامیمون هستیم که می‌توان آن را سندرم سکوت نامید. شهردار تبریز، گویی خود را تافته‌ جدابافته می‌داند که نه خود را ملزم به پاسخگویی به رسانه‌های پرسش‌گر می‌بیند، نه در برابر افکار عمومی احساس وظیفه می‌کند و نه حتی در برابر نهاد بالادستی و ناظر خود، یعنی شورای شهر، پاسخگوست.
این نوع رفتار، فراتر از یک ساده‌انگاری مدیریتی، دهن‌کجی آشکار به قانون و اصول شفافیت است. خیل عظیم سئوالات مکتوب و شفاهی که از سوی اعضای شورای شهر در صحن علنی مطرح می‌شود، و مطالبات مستمر رسانه‌هایی که به عنوان دیده‌بان شهر عمل می‌کنند، همه و همه در برابر دیوار سکوت و بعضا فرار و در مرتبه بالاتر خصومت پیشگی و پرونده سازی، بی‌اثر باقی می‌مانند. سوال اینجاست: کدام پشتوانه مدیریتی یا کدام حاشیه امنیتی، این امکان را برای یک مدیر فراهم آورده که از ابتدایی‌ترین اصول تعامل با نمایندگان مردم سر باز زند؟

پارادوکس تذکر؛ حتی از سوی فداییان

مضحک‌ترین و البته تلخ‌ترین بخش ماجرا، زمانی رقم می‌خورد که تماشاگر جلساتِ علنی شورا می‌شویم. جایی که حتی آن دسته از اعضای شورای شهر که در افکار عمومی به عنوان فداییان و حامیان بی‌چون و چرای شهردار شناخته می‌شوند، در وقت تذکر، لب به اعتراض می‌گشایند و از بی‌توجهی شهردار به مطالبات و سوالات قانونی خود گلایه می‌کنند.
وقتی حامیان دوآتشه هم در برابر این سکوت مطلق، به استیصال می‌رسند و مجبور می‌شوند در صحن علنی بر لزوم پاسخگویی تاکید کنند، یعنی پرده‌های حرمت این جایگاهِ مدیریتی به تمامی دریده شده است. این تذکرهای مکرر، نشان‌دهنده یک بحران عمیق در ارتباطات میان‌بخشی است. وقتی شهردار تبریز حتی شرکای سیاسی خود در شورا را نیز شایسته‌ی یک پاسخ شفاف نمی‌داند، تکلیف شهروندان و رسانه‌های مستقل و نه مواجب بگیر روشن است؛ آن‌ها در نگاه ایشان، نه مردم، بلکه شاید مزاحمان مسیر رسیدن به اهداف شخصی یا پروژه‌های خاص هستند.

پایان مدارا

آقای شهردار! شهروندان تبریز، صاحب‌خانه‌های این شهرند و شما، مستأجری هستید که با رأی (هرچند غیرمستقیم) آن‌ها بر این کرسی تکیه زده‌اید. صبوری شهروندان و رسانه‌ها، نشانه‌ی ضعف نیست، بلکه فرصتی است برای اصلاح رویه. اما این فرصت، ابدی نخواهد بود.

اگر سکوت، راهبرد شما برای عبور از بحران‌ها و پنهان کردن ناتوانی‌های مدیریتی است، باید بدانید که این راهبرد، تنها به بزرگ‌تر شدن شکاف میان شهرداری و شهر منجر شده است. تذکرهای مکرر اعضای شورا، صدای خُرد شدن استخوان‌های مدیریتِ شهری در زیر بار چکمه غرور شماست تا جایی که حتی اخیرا اعتراض یک نماینده مجلس را هم به دنبال داشته و به این غرور کاذب شما در قالب یک مصاحبه اشاره مستقیم کرده است. پیش از آنکه این دیوار سکوت و غرور کاذب، بر سر خودتان آوار شود، از لاک خودساخته‌ی انزوا بیرون بیایید و به یاد بیاورید که پاسخگویی، بهایی است که باید برای تصدی هر جایگاه عمومی بپردازید.
در غیر این صورت، تاریخ تبریز، نام شما را به عنوان نماد فرار از پاسخگویی ثبت خواهد کرد. آقای از خود مرسی باید توضیح دهید که چرا ارزشی برای جان کارگران خود قائل نیستید و مردم شریف تبریز را لایق دو خط توضیح در رابطه با فوت سه کارگر در پروژه شهدای قره داغ نمی دانید؟ عالیجنابان مصون از انتقاد مدیریت شهری و اعضای شورایی که حتی اجازه نزدیک شدن خبرنگار به خود را نمی دهید باید توضیح دهید که در پس پرده افزایش سهام بانک شهر و پروژه آیسان چه خبر است؟ چرا تعداد قابل توجهی از مدیران منصوب شما مسئله دار هستند و سر از اتاق های بازجویی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در می آورند؟ با مردم رو راست باشید و بگوئید که چرا پروژه ۴۵ متری آل هاشم را شامل مرور زمان کردید و از تکمیل و افتتاح آن طفره می روید؟ چرا به مکاتبات اعضای شورای شهر جواب نمی دهید؟ چرا پاسخ روشنی به نامه عضو شورا در رابطه با وام‌های بانک شهر و قراردادهای تأمین نیرو نمی دهید؟ در پس پرده شرکت هایی که در دوره مدیریت فعلی تاسیس شده اند سکوتی آزار دهنده حاکم است. ماجرای شرکت عروسان به گفته رئیس کمیسیون حقوقی شورا چیست؟ چرا عدالت در پرداخت حقوق کارکنان و کارگران رعایت نمی شود مگر هدف غایی تاسیس این شرکت ها رفع همین مشکل نبود؟ قضیه راننده ای که به فاصله چند ماه پست کلیدی در اختیارش قرار داده اید، چیست؟ یا قضیه نفر معرف عضو شورا که اسمش هست و خودش نیست و از قضا حقوق خوبی هم می گیرد، از چه قرار است؟ چرا در رابطه با هزینه کردهای خود در حوزه روابط عمومی شفاف سازی نمی کنید؟ گوبلز صفتانی هستند که برای نیل به اهداف شوم شان طاعت از دست بیاید گنهی می کنند.
و اما یک توصیه درمانی دارم، غرور و خودستایی و تکبر بیش از حد طبق مطالعات صورت گرفته در علم رواشناسی، مشکل روحی و روانی است و بهتر است کسانی که چنین خط و مشی ای برای خود اتخاذ کرده اند در اولین فرصت به یک روانشناس مراجعه نمایند.

About Author