مرگ شرافت در نظام سلامت

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

زمانی که صحبت از بودجه‌های میلیاردی در سطح صندوق توسعه ملی به میان می‌آید، بی تردید روزنه های فسادی هم پیدا می شود که برخی از آن سوء استفاده نمایند. اما وقتی پای دارو و جان انسان‌ها به میان می‌آید، دیگر سود و نفع شخصی و چپاول نمی تواند موضوعیت پیدا کند خصوصا زمانی که متوجه باشیم هنوز هم بیمارانی در داروخانه‌ها با دست خالی و باچشم‌های پر از اشک، به دنبال یک ورق آمپول انسولین یا یک قرص ساده می‌گردند. ماه هاست که به جهت شرایط جنگی حاکم بر کشور با بحران کمبود دارو مواجهیم و هر چه جلوتر می رویم شرایط چنان بغرنج می شود که گلایه‌مندی مردم بویژه بیمارانی که به داروهای خاص و حیاتی نیاز دارند، به اوج خود می رسد. این در حالی است که هند در طول جنگ حتی یک کشتی حامل مواد اولیه دارویی به ایران ارسال نکرد و انتقال این مواد را به عبور کشتی‌های خود از تنگه هرمز مشروط کرد. اهمیت موضوع تامین دارو کار را به جایی کشاند که این موضوع به یکی از اهداف اولیه و مهم سفر اخیر مسعود پزشکیان به هند گردید و معاون وزیر گردشگری اعلام کرد رئیس‌جمهور در بازگشت از هند با هواپیمای اختصاصی ریاست‌جمهوری حدود ۱۰ تن مواد اولیه دارویی به کشور آورده است؛ روایتی که خود به‌خوبی نشان می‌دهد زنجیره تأمین دارو تا چه اندازه تحت فشار قرار گرفته است.

علی رغم همه این مباحث و مشکلاتی که تنها به بخش هایی از آن در سطور بالا اشاره شد از جمله نقش تحریم های ظالمانه در کمبود دارو، دو نکته اساسی و مهم دیگر موجبات رنجش افکار عمومی را فراهم کرده است. این نکات در قالب دو پرسش بسیار مهم قابل طرح است: اول اینکه آیا پیش از رسیدن کشور به چنین شرایطی، برای روزهای بحران ذخیره و آمادگی لازم ایجاد شده بود یا نه؟ ثانیا اگر پاسخ مثبت است چه اتفاقی افتاده است که امروز بیماران برای تهیه عادی ترین داروها هم مشکل دارند؟ علی‌آبادی، نایب‌رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در رابطه با پاسخ پرسش اول مدعی است که «ما جنگ را پیش‌بینی می‌کردیم و از این‌رو امام شهید مجوز برداشت یک میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی را اختصاص داده بودند تا بدین‌وسیله، هم خرید دارو و هم تهیه مواد اولیه دارو در دستور کار قرار بگیرد.» وی افزود: «با وجود اختیاری که داده شد، این اتفاق نیفتاد و حالا یکی از سرفصل‌ها در خصوص تحقیق و تفحص احتمالی از سازمان غذا و دارو، همین است. موضوع دوم ما این است که چرا در ادامه این‌قدر قیمت دارو سرسام‌آور شد؟ و چرا زمانی که می‌توانستیم انبارها را پر کنیم، این روند را در پیش نگرفتیم؟» وزیر بهداشت در فروردین ۱۴۰۴ از جذب یک میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای تأمین داروهای استراتژیک خبر داده بود و رئیس سازمان غذا و دارو نیز بعدتر اعلام کرد ۷۰۰ میلیون دلار از این منابع به تأمین دارو اختصاص یافته است. در مقابل، علی‌آبادی می‌گوید این منابع آن‌طور که باید برای تأمین دارو و ذخیره‌سازی پیش از جنگ مورد استفاده قرار نگرفته‌اند و همین موضوع باید در تحقیق و تفحص روشن شود.

عمق فاجعه در این حوزه تا جایی است که به گفته همین نماینده برخی قید درمان را زده‌اند! وی در ادعای فاجعه باری دیگر گفته است: اینکه در برخی دولت‌ها گفته شد مثلاً به ۹۰ یا ۹۵ درصد خودکفایی در دارو رسیدیم، آمارهای الکی بود که به خورد مردم دادند! اوج جنایت زمانی است که اسحاقی سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی اطمینان می دهد که وضعیت فعلی ارتباطی به شرایط جنگی ندارد و هر چه هست مربوط به سوء مدیریت ها و فسادهای مالی فعالان این حوزه است. این نماینده مجلس خاطر نشان کرد: تا اتفاقی می‌افتد، می‌گوییم جنگ است، دارو نیست، تحریم هستیم و مواردی از این دست برای پاسخ دادن اعلام می‌شود. در صورتی که اگر آگاه باشیم، اگر اراده داشته باشیم و اگر با فساد مبارزه کنیم، می‌توانم به‌جد به شما بگویم که تأمین دارو و مواد اولیه دارو هیچ ارتباطی به جنگ ندارد. وی گفت: ما با روسیه و چین ارتباط داریم، ارتباط مستمر ما با روسیه و چین چه دستاوردی دارد؟ آیا مهم‌تر از غذا و دارو چیز دیگری در کشور داریم؟ دو موهبت الهی امنیت و سلامت، برای یک کشور مهم است. اگر به امنیت ما رژیم صهیونیستی و آمریکا آسیب می‌زند، نیرو‌های مسلح ما در مقابل آنها هستند. اما در حوزه سلامت مردم که یک بُعد امنیتی است و آسیب به آن می‌زنند ما نیرو‌های مسلحی نداریم که در مقابل‌شان بایستند.

اسحاقی ادامه داد: ما می‌توانیم از روسیه و چین دارو و مواد اولیه دارو وارد کنیم، چرا وارد نمی‌کنیم؟ آماری که در جلسات ارائه دادند حاکی از این است که بعضاً برخی از شرکت‌های دارویی و تجهیزات پزشکی در زمان جنگ، ۱۰۰ درصد سودشان افزایش پیدا کرده است. چرا به این شرکت‌ها نمی‌گویند در زمان جنگ حداقل حاشیه سود را در نظر بگیرید تا مردم به سختی دچار نشوند؟ وی با بیان اینکه به جایی رسیده‌ایم که آرزو می‌کنیم مردم مریض نشوند، زیرا اگر مریض شوند، انتهای این مریضی درمان نیست؛ مرگ است، تاکید کرد: مبارزه با فساد، وظیفه ذاتی قوه قضائیه است. امروز اگر ما می‌گویم به مصلحت نیست استیضاح انجام دهیم، آیا به مصلحت هم نیست که دستگاه‌های ذی‌ربط با فساد مبارزه کنند؟ چرا سازمان غذا و دارو، بخش عمده‌ای از نیاز کشور را باید ارز بدهد و دستکش وارد کند؟ چرا طرف اعلام می‌کند که یک نفر آمد به من گفت اگر واردات دستکش را انجام دهید، ۱۰ درصد آن را به تو می‌دهیم؟ اینها فساد است.

اسحاقی افزود: امروز اعلام می‌کنم بیمه‌های ما اعلام ورشکستگی کرده‌اند، ولی به زبان نمی‌آورند و چون ورشکستگی خودشان را به زبان نمی‌آورند، این ورشکستگی را به دوش مردم انداخته‌اند و ۸۰ درصد از هزینه درمان به دوش مردم است. وی گفت: چند وقت پیش، یک آقا و یک خانم از یکی از روستا‌ها نزد من آمدند. این بندگان خدا می‌گفتند چند رأس گوسفند و یک پراید داشتند، اینها را فروخته بودند چرا که به آنها گفته بودند که برای همسرش یک دریچه قلب تهیه کنند. می‌گوید: «دریچه را تهیه کردم و مبلغ یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان هزینه کردم.» اکنون به او گفته‌اند که آن دریچه برای او مناسب نشده است و باید برود و یک دریچه دیگر تهیه کند. آنچه از زبان این دو نماینده مطرح شده چیزی فراتر از بحران است که اگر راهکاری در کوتاه مدت برای آن پیدا نشود حق حیات مردم به عنوان یک حق ذاتی و طبیعی در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت. اگر این خودکفایی واقعی بود، چرا با کوچک‌ترین تکان در زنجیره تأمین یا تغییر در نرخ ارز، قفسه‌های داروخانه خالی می‌شود؟ حقیقت این است که آنچه ما با آن روبرو هستیم، نه یک خودکفایی واقعی، بلکه یک خودکفایی کاغذی و به این رویه در علم اقتصاد و مدیریت، آمارسازی میگویند. آنچه در حوزه تامین دارو رخ داده چیزی بالاتر از فساد مالی است و مفاهیمی نظیر فساد اخلاقی و انسانی موضوعیت پیدا می کنند. وقتی فساد مالی با بی‌شرمی و بی‌ وجدانی گره می‌خورد، دیگر با قانون و جریمه‌های مالی قابل اصلاح نیست؛ چون با کسانی روبرو هستیم که نان خود را در خون هموطنانشان تلیت می کنند. قربانی این بی‌وجدانی، نه فقط بودجه‌های عمومی، بلکه اعتبار انسانی و حق حیات مردم خواهد بود.

و ای شرم بر شما که روی تمام نامردان را سفید کرده اید.

About Author