نبوغ رزمی ستارخان

اختصاصی ساقی آذربایجان/ محمود رنجبرفخری

این سئوال اساسی همواره فکرم را مشغول می کرد که ستارخان نه تنها دانشگاه جنگ ، بلکه دوره های معمول نظامی درحد یک گروهبان ارتش را هم ندیده بود ولی چگونه در محاصره دشمنانش دربافت محدودی از تبریز درغرب مهرانرود توانست در نزدیک به ده جبهه با قوای دولتی و غیر دولتی مقابله نموده و پیروز نهایی میدان باشد . وی در شرایطی که شجاع الدوله از مراغه ، رحیمخان چلبیانلو از قره داغ ، عین الدوله ولیعهد از دروازه تهران ( وی در عمارت معروف صاحب دیوان مستقر بوده و قوای ضد مشروطه را رهبری می کرد )، شجاع نظام از شهر مرند ، قوای روسیه تزاری از شمال ، سواران اعزامی از ماکو ، قوای اسلامیه میرهاشم دوه چی از محله شتربان و یا نایب محمد اهرابی از محله اهراب (وی طبق سند موجود در مرکز اسناد ملی شمالغرب مقلد شیخ فضل الله نوری بوده و به رغم اشتهار به مردانگی به جنگ با ستارخان مکلف شده بود) و … به جنگ او آمده بودند و غالبا نیز همزمان با آنها درگیر می شد ، توانست پرچم آزادی را با سربلندی تمام برقله مشروطه به اهتزاز درآورد . ناگفته نماند که با مروری بر آثار مکتوب این دوره خصوصا کتاب ” بلوای تبریز” ( به قلم مرحوم حاج محمدباقر ویجویه از تجار معروف بازار تبریز در عهد مشروطه) و “حرفی از هزاران “( نوشته مرحوم حاج محمدتقی جورابچی از تجار معروف بازار تبریز در عهد مشروطه) که روزشمار وقایع مشروطه در تبریزهستند ، شاید بتوان به راز موفقیت های وی پی برد ولی نقل یک خاطره از دوره دبیرستانم از قول زنده یاد محمد تقی اوچی(ouchi) معروف به “تقی عمواوغلی” که در کوچه شیشه گر محله ملا علی اکبراهراب ساکن بود ( تاریخ وفات او در سنگ قبرش در گورستان وادی رحمت تبریز به سال ۱۲۹۰ شمسی صحیح نبوده و هنگام دریافت شناسنامه در زمان رضاشاه بدین صورت ثبت شده است ) ، راز غلبه ستارخان بر خیل دشمنانش را برمن گشود و نشان داد اگرچه شجاعت سردارملی کم نظیر بود ولی راز دیگری نیز در پیروزیهایش بوده که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است . محمد تقی اوچی در معبری که به کوی معروف به ذیغلار منتهی میشد ( این نام دراصل از نام ذیگلر آلمانی سرکنسول دولت آلمان در زمان رضاشاه نامگذاری شده بود) ، مغازه میوه و تره بار داشت و در ایامی که نوجوان بودم ، بیش ازهشتاد سال از عمرش سپری شده بود و بگفته پدربزرگم در رکاب ستارخان بعنوان تک تیرانداز با قوای استبداد و روسها جنگیده بود . گاه و بیگاه که نزدش می رفتم خاطراتی نقل می کرد که برایم جالب بودند و یکی از آنها را فراموش نکرده ام . وی می گفت در بحبوحه درگیریهای انقلاب مشروطه در تبریز، به خان (به سردارملی با این واژه اشاره می کرد) خبرآوردند که گردانی از سربازان روسیه در پیام مرند اردو زده اند که قرار است فردا به تبریز حمله کنند . خان کمی فکر کرد و گفت فردا نمی توانیم با اینها در تبریزمقابله کنیم و تاکید کرد که باید برویم و همانجا به حسابشان برسیم . بعدازظهر همانروز با جمعی از سواران در رکاب ایشان بسوی مرند حرکت کردیم و حوالی غروب به نزدیکی آنجا (سیوان ) رسیدیم . خان دستورداد سم پای اسب ها را با گونی و نمد پوشاندیم تا ایجاد صدا و ارتعاش نکنند وهوا که رو به تاریکی می رفت ، بی آنکه سوار شویم به همراه اسب ها نزدیک تر رفتیم و به محل استقرار گردان نظامی روسیه رسیدیم . سربازان درحالی که بنظر می رسید اغلبشان با لباس زیر روی زمین نشسته اند ، درحال استراحت به سخنان فرمانده شان گوش می دادند و معلوم بود که وی دستورات نظامی فردای آنروز را می دهد . خان به من روکرد و پرسید آیا می توانم فرمانده را از این فاصله بزنم ؟ ( اونی ناللیه بیله رسن؟) ، تفنگ من لوله بلند بود و گفتم چه جونم ! ولی اگر تیرم خطا می رفت، نقشه خان بهم می ریخت . مسئولیت بزرگی را به عهده گرفته بودم و کافی بود فرمانده روسی در لحظه شلیک من کمی تکان میخورد . من برای اینکه دقت زیادی داشته باشم ، سرلوله تفنگ را در شکاف میان دو شاخه درخت ( هاچا ) قرار دادم و در این فکر بودم که سرش را نشانه بگیرم یا سینه اش را که بالاخره سرش را نشانه گرفته و شلیک کردم . فرمانده روسی از پشت نقش بر زمین شد و من داشتم تماشا می کردم که خان هردو پای مرا کشید و از پهلو به زمین خوردم . سیل گلوله بود که از بالای سرمان رد شد و اگر ستارخان پاهای مرا نمی کشید و زمین نمی خوردم چندین گلوله بمن اصابت می کرد . خان پس از فروکش کردن تیراندازی روسها که بلافاصله سنگر گرفته بودند و معلوم بود خیلی ترسیده اند از ما خواست آهسته از محل دور شدیم چون عدّه مان کم بود و خلاصه قبل از روشن شدن هوا درصبح روز بعد درتبریز بودیم .

بعدا شنیدیم که گردان مذکور به دلیل از دست دادن فرمانده به روسیه برگشته بود . این خاطره می تواند از تاکتیکها و تدابیر رزمی ستارخان رمز گشایی کند که چگونه توانسته بود بطور همزمان در چندین جبهه بر نیروهای متخاصم غالب شود و جا دارد تا مشی نظامی ستارخان بعنوان یک پروژه تحقیقی و مطالعاتی در دانشگاهای جنگ مورد بررسی قرار گیرد .

About Author