گروکشی مقبره الشعرا

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

میراث فرهنگی، خط قرمز تمدن‌هاست؛ اما در مدیریت شهری تبریز، گویی این خط قرمز، مرزی است برای تصاحب دارایی‌های عمومی. مقبره الشعراء، این گنجینه بی‌بدیل که نه تنها هویت تاریخی تبریز، بلکه بخشی از حافظه جمعی تاریخ ایران است، اکنون در میانه یک بحران مدیریتی و حقوقی قرار دارد؛ بحرانی که بوی گروکشی می‌دهد.

پروژه‌ای که به بهانه بازسازی،تخریب شد!

تاریخ نشان داده است که آنچه در تبریز تحت عنوان پروژه بازسازی مقبره الشعراء مطرح شد، در واقع یک پروژه خانمان‌سوز بود. پروژه‌ای که با شعارهای فریبنده حفظ آثار تاریخی آغاز شد، اما در عمل، به ابزاری برای تخریب زیرساخت‌های باستانی تبدیل گشت. ابعاد این پروژه چنان گسترده و مدیریت آن چنان ناکارآمد بوده که سال‌هاست نه شهرداری، نه میراث فرهنگی و نه اوقاف و نه اداره کل ارشاد توان ایستادگی یا تکمیل آن را از خود نشان نداده‌اند. نتیجه؟ یک زخم باز در قلب بافت تاریخی تبریز که سال‌هاست التیام نیافته است.

تناقض در بودجه؛ سنگ‌فرش خیابان‌ها یا احیای مقبره؟

در حالی که مدیریت شهری مدعی است بودجه کافی برای احیای این مجموعه تاریخی را ندارد، شاهد یک تناقض آشکار و تامل‌برانگیز در سطح شهر هستیم. شهرداری تبریز خیابان‌های حاشیه‌ای از جمله ثقه الاسلام و حیدرتکیه سی را سنگ‌فرش کرده است.اینجا جایی است که باید پرسید: چرا وقتی بودجه برای احیای یک اثر ملی وجود ندارد، اما برای زیباسازی مسیرهای دسترسی به آن، منابع مالی به وفور در دسترس است؟ این همان پارادوکس معروف است: “چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است” چرا چراغ‌های مسیر، روشن‌اند اما خود مسجد درتاریکی فرو رفته است؟ این رفتار، نه تنها بی‌تدبیری، بلکه نوعی اولویت‌بندی مخدوش است که منافع نمایشی را بر وظایف بنیادین ترجیح می‌دهد. (مشکلی که در دوره مدیریت فعلی بروز و ظهور بیشتری نسبت به دوره های قبلی داشته است)

شرط شهردار؛ انحصارطلبی یا غصب میراث؟

اما آنچه این پرونده را از یک سوءمدیریت ساده به یک خودمختاری اداری ارتقا می‌دهد، اظهارات اخیر شهردار تبریز است. در اقدامی که به نظر می‌رسد فراتر از یک مدیریت شهری ساده، نوعی انحصارطلبی باشد، شهردار مدعی شده است که اتمام این پروژه بزرگ، مشروط به یک امتیاز غیرقابل‌قبول است: واگذاری کامل مدیریت و مالکیت این مجموعه به شهرداری! این ادعا، در واقع یک گروکشی آشکار در روز روشن است. شهرداری با تکیه بر ناتوانی سایر نهادها در تکمیل پروژه، سعی دارد با ایجاد بحران، مالکیت یک اثر ملی و مذهبی را از چنگ میراث فرهنگی و ارشاد درآورده و آن را به قلمرو خصوصی مدیریت شهری تبدیل کند. این یعنی تبدیل میراث فرهنگی به املاک شهرداری؛ مسیری که می‌تواند پایان دوران حفاظت از آثار تاریخی و آغاز دوران بهره‌کشی اقتصادی از آن‌ها باشد.

واگذاری مقبره الشعرا به شهرداری از طرف اداره کل ارشاد در قالب معاوضه با زمین!

رئیس کمیسیون سرمایه گذاری، گردشگری و بهبود فضای کسب و کار شورای شهر تبریز معتقد است که گروکشی در کار نبوده و این خواسته شهردار ابتدا از سوی ارشاد مطرح شده است!
زعفرانچیلر در گفتگو با ساقی آذربایجان گفت: طرح این مسئله ابتدا از سوی خود اداره کل ارشاد بوده است! بهرحال تکمیل این پروژه منابع مالی هنگفتی می خواهد و جزو پروژه های قفل شده و مانده در دست ارشاد است و بعد از خاکبرداری سالها به حال خود رها شده بود.

وی افزود: مدیران ارشاد با حضور در جلسه کمیسیون سرمایه گذاری،گردشگری و بهبود فضای کسب و کار شورای شهر تبریز مدعی شدند که این اداره کل آماده است دو مجموعه مقبره الشعراء و تالار شهر را در مقابل اخذ هزینه کردهای ارشاد دراین دو مجموعه به شهرداری واگذار نماید! بنده این موضوع را به شهردار اطلاع دادم و وی از قبول این پیشنهاد اکراه داشتند و معتقد
بودند که به فرض انجام این بده بستان و تحویل مقبره الشعراء و تکمیل آن نیازمند نیروی انسانی برای مدیریت آن مجموعه هستیم و همه این ها بار مالی بر شهرداری ایجاد می کند و لذ ا رغبتی برای این کار ندارم فلذا با کلی اکراه این پیشنهاد را قبول کردند! وی خاطر نشان کرد : مدیر کل ارشاد به ما اطلاع دادند که بنده با شخص وزیر ارشاد در تهران صحبت کرده ام و مجوز واگذاری این دو مجموعه را از وزیر گرفته ام! از این رو استارت موضوع از ناحیه اداره کل ارشاد بوده است و شهردار هم نسبت به این کار به جهت هزینه تکمیل و هزینه های بعد از بهره برداری تمایلی نداشتند. البته
باید بگویم که عزیزان در اداره کل ارشاد قصدی برای واگذاری بدون چشم داشت ندارند و هدفشان تبدیل این دو مجموعه به منابع مالی است از راه معاوضه با زمین و تبدیل آن به منابع نقدی! این عضو شورای شهر گفت: در چنین معاوضه ای طرفی که سود می برد ارشاداست و طرف متضرر شهرداری! چون مقبره الشعراء نفعی برای شهرداری ندارد.

سیاست گزینشی شهرداری در قبال پروژه ها

رئیس کمیسیون عمران نیز با اشاره به اینکه مقبره الشعراء بعنوان نماد ملی و هویتی نیازمند توجه ویژه اعم از مادی و معنوی مجموعه حاکمیت است به ساقی آذربایجان گفت: بنده معتقدم که تکمیل و نگهداری این مجموعه یک وظیفه حاکمیتی است و تمام دستگاه ها موظفند بسته به اختیارات، منابع و توان مالی بایستی در این رابطه اهتمام لازم را داشته باشند از آن رو که این مجموعه می تواند بخش مهمی از تاریخ، فرهنگ و هویت این آب و خاک را به ما نشان و توضیح دهد. اما مشکل این است که هنوز این اعتنای ملی نسبت به این مجموعه شکل نگرفته است و از این رو در غیاب فکر مرکزی و قدرتمند در دوره های گذشته متاسفانه بد تصمیمی باعث شده است که این کلاف هر روز سردرگم تر شود. رشیدی افزود: طرح توسعه ای این مجموعه که توسط شهرداری در دوره های گذشته اقدام شده است نهایتا منجر به گودبرداری هایی شده که باعث شده است امروز شاهد چنین صحنه های ناشایستی باشیم. در این دوره شورا تمام تلاش بر این استوار بود که وجهه ظاهری اصلاح شود تا در ادامه با تامین اعتبار لازم بتوانیم این پروژه نیمه تمام را به سرانجام لازم برسانیم و از همین رو شهرداری در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ فضای بیرونی صفه شمالی و جنوبی را سامان داد. در ادامه و در دولت شهید رئیسی منابع ملی برای اتمام پروژه مصوب گردید که بخشی از آن محقق گردید و از طریق اداره کل ارشاد ۴۰ میلیارد تومان برای ادامه تکمیل پروژه به شهرداری داده شد و بعد از آن اقدامات مختصری هم در آن جا صورت گرفت. رئیس مرکز پژوهش های شورای شهر تبریز با اشاره به حواشی ایجاد شده نسبت به تولیت این مجموعه نیز گفت: این مسئله بسیار مهم و اسباب
اختلاف بین نهادهای مختلف است. اختلاف بین دستگاه ها اختصاص به فقره مقبره الشعرا ندارد و برخی از مسائل بین بخشی همواره بین دستگاه های مختلف در رفت و برگشت است و تعیین تولیت به جهت پاسخگو کردن آن امر بسیار مهمی است و اگر از قبل چنین می بود امروز مسئولیت آن توسط دستگاه ها به صورت پینگ پنگی به گردن همدیگر یکدیگر انداخته نمی شد. بنده مالکیت را فرع بر این مسئله می دانم و صرف اعطای تولیت کفایت می کند و اصلا نیازی به انتقال مالکیت نیست. وی افزود: متاسفانه در این دوره دوگانه دولت و شهرداری به شدت برجسته شده است اما باید گفت که قانون تکالیفی را برای شورا و
شهرداری لحاظ کرده است و با این وجود با موافقت شورا شاهد بودیم که در سال ۱۴۰۲طرح تعریض اتوبان کسایی با اینکه یک جاده ترانزیتی می باشد با هزینه هنگفتی توسط شهرداری به اتمام رسید. مسئله ای که اینجا وجود دارد آن است که اولا دولت نبایدتمام پروژه های هنگفت را به شهرداری تحمیل کند تا شهرداری از وظایف اصلی خود باز بماند و ثانیا شهرداری هم در قبول یا رد این پروژه ها نبایستی گزینشی عمل کند و برای برخی از پروژه ها داوطلب شود و بدون خواست دولت به اجرای پروژه اقدام کند و در برخی از موارد وسواس به خرج دهد و مدعی شود که این کار وظیفه من نیست!

نتیجه گیری: آنچه از نظرتان گذشت نه یک گزارش ساده که یک بازی پینگ‌پنگی میان نهادهای دولتی و شهرداری که قربانی اصلی آن، هویت تاریخی و میراث فرهنگی تبریز است.

آنچه از گزارش فوق برمی‌آید، نه یک چالش مدیریتی ساده، بلکه یک بن‌بست ساختاری است که در آن میراث فرهنگی تبریز نه به عنوان یک ضرورت ملی، بلکه به عنوان یک بار مالی و ابزار معامله نگریسته می‌شود. ما با دو رویکرد مخرب روبرو هستیم که هر دو، هویت تبریز را به لرزه در می‌آورند.
اولا، رویکرد انحصارطلبانه است؛ جایی که شهرداری با هدف تصاحب مالکیت و تبدیل یک اثر مذهبی-تاریخی به یک دارایی شهری، سعی در تغییر ماهیت مقبره الشعرا دارد. این ادعای مالکیت، در واقع تلاشی است برای فراتر رفتن از نقش خدمات‌رسان و ورود به قلمرو مالکیت ملی که می‌تواند سرآغاز هرج‌ومرج در حفاظت از آثار تاریخی باشد.
ثانیا، رویکرد شانه خالی کردن است؛ برخلاف ادعاهای انحصارطلبی، شهرداری در مقام عمل، از پذیرش مسئولیت‌های حیاتی تحت پوشش هزینه‌های مدیریت و ترس از بار مالی عقب‌نشینی می‌کند. این تناقض آشکار، یعنی شهرداری هم می‌خواهد
مالک باشد و هم نمی‌خواهد مسئول! این یعنی شهرداری در پی ایجاد یک وضعیت بی‌صاحب است تا در عین حال، از انجام وظایف زیربنایی خود در قبال پروژه‌های ملی شانه خالی کند.
جای تأسف است که در حالی که پروژه‌های به درد نخور و یا اقلا دارای بدون اولویت و اهمیت در کوتاه‌ترین زمان به پایان می‌رسند، حتی اگر در آن بخش که وظیفه ای برای شهرداری متصور نباشد اما در بحث یک اثر مهم فرهنگی و تاریخی شهرداری باید حساب جیبش را هم بکند.
شهرداری و نهادهای دولتی باید بدانند که میراث فرهنگی،موضوع بده‌بستان یا سود و زیان نیست؛ بلکه وظیفه‌ای است که اگر امروز انجام نشود، فردا با هزینه بسیار سنگین‌تر، از دست خواهد رفت.
اما پر واضح است که تبریز قبل از هر چیز نیازمند کنارگذاشتن مدیران دلال مسلک است، مدیریتی که عوارضش دهه ها بر این شهر و کاستی هایش سایه خواهد افکند

About Author