بی بصیرت های تبریز!

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

سال ها پیش که کتاب جامعه شناسی نخبه کشی علی رضا قلی را مطالعه می کردم، با شرایطی که وی در این کتاب به تصویر کشیده به جهت سابقه تاریخی تبریز در حیف و میل سرمایه های اجتماعی اش، عجین بودیم و بطور کامل این مسئله قابل درک بود. این روزها با حضور مسعود پزشکیان در عرصه انتخابات ریاست جمهوری و متعاقب آن پیروزی و انتخابش بعنوان نهمین رئیس جمهور هم هنوز برخی این واقعیت را درک نکرده و سر عناد، کینه و حسادت با وی دارند.

همین یکی دوماه پیش بود که وی بعد از پیروزی در همان دور اول انتخابات مجلس و بعد از آنکه دیگر نمایندگان به دور دوم راه یافتند، هزینه اجتماعی و سیاسی حرکات سیاسی اش را به جان خرید و با حضور در ستاد انتخاباتی تاج الدینی و منادی و نوین برای شان آستین حمایت بالا زد. در این بین تاج الدینی که می دانست اقبالی برای حضور در عرصه ریاست جمهوری ندارد در آخرین لحظه و بعد از اطلاع از نتیجه بررسی صلاحیت ها از این رقابت کنار کشید و در این مدت تبلیغات انتخاباتی به اندازه یک جمله زبانش نچرخید تا از همشهری خود که همکارش در مجلس بود و برای پیروزی اش در مجلس تلاش کرده بود، سخنی در باب حمایت بگوید و از چشم ها غایب شد. دیگر نمایندگان شهر هم روزه سکوت گرفتند و یا در اردوگاه رقیب سینه زدند، صرفا بخاطر بازی های سیاسی و جناح بازی!
آری مسعود در شهر خودش و میان خواص غربتی تامل برانگیز دارد از آن جهت که مسئولان استانی لیاقت الصاق یک بنر در رابطه با تبریک پیروزی اش را نداشتند و حسادت از سروکول دولت مستقر و مدیرانش می بارد. دریغ از یک تبریک خشک و خالی و این مرد چقدر حسود و آب زیرکاه کنارش داشته است.

در این بین و در میان غلیان کشمکش های سیاسی، یک نفر نیست که به فکر شهر و منافع آن باشد و این بازی های چندش آور سیاسی را کنار بگذارد. امروز مسعود پزشکیان غریب است و دیروز هم امثال باکری ها و علامه جعفری ها. بیرون از این شهر او را علامه و استاد خطاب میکردند و در تبریز محمد تقی! همین باکری که امروز خیلی ها خودشان را به او منتسب می کنند چه خون دلها از دست این قوم حسود کشید و دم نزد. باید پرسید در بزنگاه انتخابات که مسعود آذربایجان تنها بود، نمایندگان استان کجا بودند؟ چرا حمایتش نکردند؟ و چه بجاست که گفت: ومن شر حاسد اذا حسد! مدیران کل، نمایندگان استان، اعضای شوراهای شهر و روستا خصوصا تبریز در ایام انتخابات کدام … بودید؟ فردای روزگار مدعی نشوید و طلبکار از آب در نیایید، حمایت که نکردید، هیچ ، حتی تبریک خشک و خالی هم نگفتید. آری به تعبیر شما مرام و راه سیاسی شما و رئیس جمهور منتخب جداست و کیست که نداند پیروزی وی مصداق بارز تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ و قطعا اگر آن بالایی بخواهد هر کسی را عزت دهد، کسی جلودارش نخواهد بود حتی کوتوله های سیاسی و این وعده برحقی است که کلام الله است.

حالا او مرد شماره دو سیاسی ایران است، او رئیس جمهور منتخب است و برخی برای دیدن عظمت و اعتبارش باید مواظب باشند از سر کلاهشان نیافتد. او غریب بود در میان خواص و عزیز و محترم و محبوب در میان عموم مردم و همین هایی که در این مدت دنبال سوراخ موش بودند، نباید فردا مدعی باشند و در همان سوراخ بخسبند و دم نزنند. اما مسعود پزشکیان را چه غم از غربت که این ها قلیل اند و مردم ما در درست ترین جایی که می باید ایستادند، کنار مسعودشان برای ایران برای توسعه و فعلا باید برخی از این عزیزان بی بصیرت چهار سالی سماق بمکند.

About Author