اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
چنانچه اگر احیانا چهره ای رسانه ای و دغدغه مند بوده و در مقام مطالبه گری در استان برآئید و بخواهید پیگیر مطالبات بر زمین مانده باشید، با پوست و استخوان اصل بدیهی مدیریت واحد شهری و مشکلاتی که از قبل آن دامنگیر توسعه استان شده است را لمس خواهید کرد. برای مایی که با جدیت تمام پروژه های بر زمین مانده را پیگیری و در مقام مطالبه آن از مقامات مسئول برآمده ایم، اظهر من الشمس است و بعضا سردرگمی ها به اندازه ای است که پایان گزارش های خود در رابطه با موضوعات مختلف را باز می گذاریم و نتیجه گیری را برعهده مخاطب. بگذارید مواردی چند را به طور نمونه در این مقال ذکر کنیم تا با ملموس شدن این مطلب بهتر بتوان برای حل آن گام برداشت.

در فقره تخریب شبانه غسالخانه عمی زین الدین پیکان اتهام به سمت میراث فرهنگی بود و از این رو به سراغ مدیر کل اش رفتیم تا چرایی این فاجعه را از وی جویا شویم. تکثر نهادهای تصمیم گیر و وجود برخی از ادارات و سازمان هایی که برونداد خاصی ندارند و می شود معاونتی ذیل نهاد دیگر وظایفشان را انجام دهد، باعث به وجود آمدن و تشدید مشکلاتی از این قبیل هستند. در فقره این غسالخانه مدیر کل میراث مدعی است که این مجموعه تاریخی در ید قدرت اوقاف است و از همین روی وظیفه آنان است که از آن حفاظت کنند و در مقابل مدیر کل اوقاف هم توپ ارسالی از میراث را به زمین آنان برگشت داده و مدعی است که مالکیت قبرستان برای ماست و حفاظت از آن با میراث! حال اینکه این مجموعه دربسته چطور شبانه باز و تخریب شده مسئله ای لاینحل است.
در فقره مقبره الشعراء داستان غم انگیزتر است، یک مکان زیارتی، سیاحتی و تاریخی را مثل ارثیه پدری بین چند ارگان تقسیم کرده اند و اکنون رسانه هاج و واج از این تقسیم بندی ها سردرگم مانده اند که تکلیف این مجموعه کی روشن می شود و در این بین باید یقه کدام عزیز بزرگوار را بگیرند. رسیدگی به وضعیت انتظامی پارک بر عهده نیروی انتظامی، پروژه بر عهده شهرداری و بهره برداری از آن بر عهده اداره کل ارشاد و در کنار آن متولی زیارتگاه و مسجد با اوقاف است و رتق و فتق امور مربوط به گردشگری با میراث! مجموعه های تاریخی دیگر نظیر مسجد کبود و ارک نیز با چنین معضلی روبرو هستند و در مورد خانه تاریخی باقرخان هم سه نهاد دستگاه قضایی، میراث و شهرداری دخیل در امر عاقبت بخیر شدنش! در دیگر موضوعات فرهنگی هم همین رویه برقرار است و همه خود را متولی امر می دانند و تا مشکلی پیش می آید قصه کی بود کی بود، من نبودم شروع می شود. مثلا در موضوع فرهنگی آموزش قرآن هزارویک نهاد خود متولی دان، وجود دارد، از ارشاد و واحدهای فرهنگی تمام ادارات کل گرفته تا اوقاف و درالقرآن ها. در سال های اخیر هم شهرداری تبریز مصداق زبل خان شده و در هر سوراخ و سمبه ای سرک می کشد.
نتیجه این بلبشوی اداری و هجوم افسارگسیخته بوروکراسی بر پیکره تمدن و فرهنگ این خطه نهایتا منجر به ردیف شدن یک سلسله اماکن در حال نابودی است که کسی گردن گیرشان نیست. قاعده و منطق بر این امر استوار است که یک مجموعه به یک نهاد واگذار شود و تمام مشکلات و کاستی ها هم از یک نهاد پیگیری شود و نمی شود که هر مدیر کلی برای خودش داستانی ببافد و افکار عمومی و رسانه ها را سردرگم نماید. حتی مورد تشکیل شرکت مس آذربایجان هم گرفتار این مشکل است و نمی دانیم که باید از چه کسی تعیین تکلیف نهایی اش را پرس و جو کنیم. آش این آشفتگی مدیریتی و تعدد نهادها و سازمان های تصمیم گیر و دخیل کم بود که شهرداری هم خودش را نخود هر آش کرد و در مواردی گوی سبقت را از دیگران ربوده است. بعضا نهادهایی مسئول امر شناخته می شوند که پاسخگوی کسی نیستند و پروژه هم پا در هوا مانده است، حال پیشنهاد می شود مثلا در مورد غسالخانه اکنون که کسی عهده دار مسئولیت نیست از همه آنان سلب مسئولیت و به یک نهاد سوم واگذار شود تا بفهمند در مواقع اضطرار، فرار از پاسخگویی همین نتیجه را دارد. لزوم شکل گیری مدیریت واحد شهری نیاز امروز استان و ساختار اداری آن است و این جز با حضور یک استاندار مقتدر که وظایف هر نهاد را مشخص و زیاده خواهان را سر جایش بنشاند، میسر نخواهد بود
سلام دست شما درد نکند . چقدر خوشبختیم که شما ها را داریم که ( بیز) در دست پیگیر این بی سامانی ها هستید .