اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
تبریز، پایتخت فرهنگی و اقتصادی منطقه شمال غرب کشور، این روزها بیش از هر زمان دیگری با یک معضل حیاتی و فرسایشی دست و پنجه نرم میکند: “فلج ترافیکی مزمن”.
این مسئله دیگر صرفاً محدود به ساعات اوج صبح و عصر نیست، بلکه به یک وضعیت پایدار در طول روزهای کاری تبدیل شده و عملاً راندمان اقتصادی و کیفیت زندگی شهروندان را تحتالشعاع قرار داده است.
در تحلیلهای معمول، افزایش شدید تعداد خودروها یا ضعفهای مهندسی ترافیک به عنوان متهمان اصلی معرفی میشوند. با این حال، شواهد و دادههای موجود، ریشه این بحران را در سطحی عمیقتر و نگرانکنندهتر نشان میدهند.
در طول همه این سالها معضل به ظاهر لاینحل ترافیک از ابعاد مختلف توسط مسئولان امر و کارشناسان و رسانه های محلی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته است ولی این بار قصد داریم از منظری که تاکنون دیده نشده و یا اقلا درست دیده نشده موضوع ترافیک تبریز را بررسی کنیم. از این رو مطلب را با یک پرسش مهم و جالب آغاز می کنیم با این مضمون که چقدر از تصمیمات کمیسیون ماده ۵ با لحاظ مسئله ترافیک گرفته شده و آیا در صدور آراء این کمیسیون ها مسئله فوق لحاظ شده است؟
تصور کنید هر شهر یک نقشه جامع و دقیق به نام طرح تفصیلی دارد. این طرح مانند یک دفترچه راهنما عمل میکند و مشخص میکند که در هر نقطه از شهر چه نوع ساختوسازی مجاز است. برای مثال، یک منطقه ممکن است به عنوان مسکونی، منطقهای دیگرتجاری و بخشی دیگر فضای سبز تعریف شده باشد. اما گاهی نیاز است تا بخشهایی از این نقشه راهنما تغییر کند. اینجاست که کمیسیون ماده ۵ وارد عمل میشود! به تعبیر ساده تر کمیسیون ماده ۵، مرجعی قانونی در هر کلانشهر (و مراکز استانها) است که وظیفه اصلی آن، بررسی و تصویب پیشنهادها برای ایجاد تغییرات در طرح تفصیلی شهری است که این تغییرات شامل تغییر کاربری اراضی (مثلاً تبدیل یک زمین با کاربری کشاورزی به مسکونی)، تغییر در ضوابط و مقررات ساختوساز(افزایش تعداد طبقات و درصد زمینی که میتوان در آن بنا ساخت) می شود. نفس قضیه شاید در ظاهر ایرادی نداشته باشد و هدف از ایجاد چنین کمیسیونی اعطاء نوعی مجوز به شهرداری ها برای اصلاح طرح و مصوبات شهری بر اثر نیازهای روز شهر و شهروندان است ولی در عمل به یکی از راه های تامین بودجه و ترویج تخلفات ساختمانی است و به سازنده این ذهنیت را القاء می کند که به بهای اندکی می تواند هر که طورکه دلش خواست ساخت وساز نماید. از سویی چنین رویکردی باعث شده است تا ساخت و سازها بخصوص در مرکز شهر بدون رعایت مبحث ۲۳ و اصل عارضه سنجی ترافیکی ساختمان ها روی دهد.
اختیارات گسترده این کمیسیون باعث شده تا تک تک اختیاراتش به پاشنه آشیلی برای کلانشهر تبریز تبدیل شود. شما ببینید در همین فقره اختیار تغییر کاربری اراضی باغ شهر تبریز که قرن ها این صفت پرطمطمراق را یدک می کشیده و حتی محلات درون شهر هم از این خصیصه برای نامگذاری استفاده کرده است (باغشمال، قره آغاج، باغ گلستان، کوچه باغ) چه ها که در راستای سودجویی ها انجام داده و چه قلع قمحی به بهانه های مختلف راه انداخته اند. عمدهترین آسیب به باغات تبریز از طریق مصوباتی در کمیسیون ماده ۵ وارد شده است که کاربری اراضی باغی را به کاربریهای پربازده اقتصادی مانند مسکونی، تجاری یا اداری تغییر دادهاند.
از سویی تغییر کاربری ها و مجوزهایی که در راستای ایجاد مراکز درمانی صادر شده است نه تنها برخی از پروژه های عمرانی را که در راستای روان سازی ترافیک انجام می شود از حیز انتفاع می اندازد بلکه موجب ایجاد ترافیک سنگین در همان محور و محل می شود. پل پیشقدم که روزگاری در راستای روان سازی ترافیک آخر مارالان انجام شد بعد ها با مجوزی که در کمیسیون ماده ۵ برای احداث ساختمان سلامت صادر و منجر به احداث این مجتمع درمانی گردید احداث پل پیشقدم را بی معنا کرد. همین اتفاق در رابطه با میدان افلاک نما بعد از احداث بیمارستان بین المللی نیز رخ داد و با مجوزی که برای ساخت یک مرکز درمانی دیگر در میدان ارتش صادر شده و در حال احداث است، پل روگذر ارتش هم به سرنوشت پل پیشقدم دچار خواهد شد.
همین بحث تغییر کاربری منجر به احداث دو مرکز درمانی به نام شخ الرئیس و بهاران درست در تقاطع گلگشت گردیده و عملا امکان تردد وسایل نقلیه را در پیک پرتردد روز از بین برده است. احداث مرکز درمانی جدید در میدان ارتش عملا خیابان آزادی را فلج و به پارکینگی بزرگ تبدیل خواهد کرد. حجم بالای ایجاد تقاضای سفر در این مراکز درمانی و بازار پر رونق درمان یکی از بزرگترین چالش های تبریز است که خود به تنهایی توانسته است در ایجاد ترافیک، آلودگی هوا و دیگر معضلات شهری نقشی پر رنگ ایفا نماید.
برای فلج کردن خیابان ارتش حد فاصل میدان ارتش تا میدان ساعت کافی است
تا بر اساس مصوبات کمیسیون ماده ۵ و در راستای منافع کله گنده ها دو بیمارستان الزهرا و بهبود را بگنجانید تا خیالتان از بابت قفل شدن این خیابان راحت شود.
یک شمارش ساده نشان می دهد که یک شهروند تبریزی در حد فاصل چهاراه اره گر تا چهارراه عباسی باید ترافیک حاصل از وجود بیش از ۱۰ بیمارستان و مرکز درمانی بزرگ را تحمل نماید و البته این عدد مختص بیمارستان ها و مراکز درمانی بزرگ است و کلینیک ها و مطب ها هم که جای خود دارد.
هر چند در تئوری، این کمیسیون باید هرگونه تغییر کاربری را با در نظر گرفتن ظرفیت معابر، خدمات زیربنایی، تراکم جمعیت و دسترسیها تصویب کند ولی آنچه در عمل شاهدیم آن است که تصمیمات کمیسیون ماده ۵ در بسیاری از شهرها، از جمله تبریز، دارای تبعات مستقیم بر شبکه حملونقل شهری است ولی بدون اجرای الزامات ترافیکی بررسی میشود. همین امر باعث شده تا علی رغم الزامات مبحث ۲۳ مقررات ملی ساختمان که تاکید دارد بر انجام مطالعه TIA (عارضهسنجی ترافیکی) که برای پروژههایی با بیش از ۱۰۰ تردد در ساعت، عملا محلی از اعراب نباشد. از سویی ماده ۵ معمولاً برای تشویق سرمایهگذاری در نقاط خاص، تراکم ساختوساز را افزایش میدهد، این افزایش با توجه به عدم اجرای پروژه های مسیر گشایی عملاً باعث تورم ترافیکی موضعی میشوند. به تعبیری تصمیمات کاربری زمین جدا از ظرفیت معابر اتخاذ میشود.
با درک موضوعاتی از این قبیل برای خلاصی از شر ترافیک تبریز و یا در اقل شرایط عدم تشدید آن نیازمند رفرمی جدی در مصوبات کمیسیون ماده ۵ هستیم، کمیسیونی که هیچ گاه پاسخگوی عملکرد خود نبوده و باری مضاعف است بر دوش ترافیک تبریز. در حد فاصل بین سایه درخت تا سایه برج قوانین طلایی کمیسیون ماده ۵ را گنجانیدند تا از باغ ترافیک بسازند و از این کمیسیون مشاور املاکی بسازند که شهر را به ثمن بخس بفروشد و ککش نگزد.
آقایان، تا زمانی که ما نقطه اصلی یعنی فرآیند تصمیمگیری کمیسیون ماده ۵ را اصلاح نشود، هرگونه سرمایهگذاری در توسعه زیرساختهای ترافیکی (مانند پلها یا بزرگراهها) جز به بتونیزه کردن شهر نمی انجامد و در کوتاه مدت همین زیرساخت ها توسط مراکز درمانی بلعیده خواهد شد.
پست های مرتبط
دیوارِ کجِ شورا
تبریز شهر بی دفاع در برابر زلزله
پروژه شهرک جوانان قربانی سوء مدیریت شهری تبریز