دکتر جلال معالی
خدا رفتگان شما عزیزان را هم بیامرزد که مرحومه “عمه خانم” هر وقت از کوچه و گذری رد می شد و تازه اونم داخل خودرو و دست اندازی و چاله و چوله ای می دید و یا مثلًا تیر چراغ برقی وسط کوچه جا مانده، اونم از عقب کِشی یک ساختمان نوساز ووو.. همیشه نِق می زد که اگر خودش شهردار می شد این موارد را حتما اصلاح می کرد و تاکید موکّد داشت ، شهردار یعنی کسی که شهر را اداره می کند و باید در امر نابسامانی ها و نظافت و رسیدگی به سَر و روی کوچه ها وخیابان ها کوشا باشد ، بابا از مردم برا چی مالیات می گیرند؟ حالا “عمه خانم” مرحومه حدود چهل سال است که به رحمت ایزدی رفته و اگر می ماند و این سَر و وضع بعضی خیابان ها که چاله هایش عمق سی ، چهل سانتی دارند و عدم وجود روشنایی که موجب شب کوری آنی مردم ورهگذران و رانندگان می شود و اگر آن محل ها را می دید که واویلا بود و دادش به هوا می رفت.خدا بیامرز عاشق مقررات بود وبس و به نوعی مغز متفکر در شهرسازی و البته باید عرض کنم که مرحومه سواد چندانی نداشت اما واقعا سلیقه زبانزدی داشت.روحش شاد.
اما مَخلص کلام اینکه ، وقتی با خودرو از پل تراکتور سازی در جاده تبریز ، آذرشهر رد می شوی ، یک جایگاه پمپ بنزین هست وکنارش جاده پالایشگاه و کمی بالاتر از مسیر کند رو که می روی ، سمت راست خیابانی هست که تابلو زده “کوجووار”. من از هر بنده خدایی اسم اون خیابان را پرسیدم، دستانش به نشان بی اطلاعی به دوطرفش باز کرد و جواب داد”نه بولوم” ..توی همان خیابان یک جایگاهCNG و یک جایگاه پمپ بنزین وجود دارد و مستقیم هم که بری، میره به طرف باغ معروف و کوجووار ، سمت راستش هم که پالایشگاه و سمت چپ پلی برای خودرو ها که به سردرود می رسه ..حالا اینها را اینجا داشته باشید تا عرض کنم مورد کجاست؟
از اول اون خیابان “نه بولوم” نه تیری برای روشنایی وجود دارد و نه ساختار مناسبی برای تردد ! اصلا کف کره ماه با این چاله چوله های این خیابان ، کم می آره .
یک میدان هست که عرض کردم سمت راستش به طرف پالایشگاه می ره..بابا محض رضای خدا حتی یک چراغ روشن نداره ، یعنی اصلا تیری برای نصب چراغ لحاظ نشده.
جل الخالق از این همه بی خیالی شهرداری که نه به مسیر این خیابان رسیدگی می کنه نه پیگیر روشنایی مسیر هست و نه فکر نظافت آنجا که از بوی بد زباله ها نمی شه رد شد..
بابا شما کی می خواهید کار کنید؟
هیچ می دونید همان محل با آن تاریکی مخوف و چاله های عمیق و خوفناک ، سگ های ولگردی داره که به ایل و تبار خودشان هم رحم نمی کنند و مردم اگر پیاده عبور کنند که محال است و خدای ناکرده خودروشان ایرادی پیاده کند ،همین سگهای ولگرد برا خودشان جشن “بلک فرایدی” می گیرند!
بابا شما با این همه بی توجهی به حوزه محل کارتان ، روی بی خیالان روزگار را هم سفید کردید!
هیچ می دونید ، پالایشگاه تبریز جز افتخارات کشور هستش ؟ مسلمه که یا سواد کافی ندارید که بدانید یا می دانید و قرص”اه نی نییم” مصرف می کنید!
آخه این خیابان و اون میدان مخوف شایسته جاده پالایشگاه است؟ خجالت نمی کشید؟ یکشب بذل عنایت فرمائید ار استراحت مبارکتان بزنید و به اون محل تشریف فرما شوید وکاستی ها را به چشم مبارک رویت فرمائید تا به صدق عرایض بنده
برسید.
پالایشگاه تبریز ، نگین افتخار بر شهر تبریز و آذربایجان و کشور هست .
از دیگر شهرهای کشورمان، مهندسین پتروشیمی و شاید مهندسین و متخصصان از کشورهای دیگر هم جهت کارهای معمول اداری و معاملات و…به این محل مراجعه می کنند، آخه ارزیابی شان در مورد راه تردد و ورود به پالایشگاه و پتروشیمی تبریز و جاده پر دست انداز وچاله های عمیق وتاریکی خوفناک و…چه خواهد بود؟ اصلا برایتان اهمیت دارد؟
بگذارید سربلند باشیم .
بیش از این با آبروی مان بازی نکنید.همین
پست های مرتبط
تسهیل سرمایه گذاری در شهر
تبریز؛ کانونِ گفتمانسازی برای دولتِ چهاردهم
بازدیدهای نمایشیِ بازیگرانِ سیاسی