✍️به قلم: پرهام
🔸در روزگاری که دشواریهای معیشتی چون ابری سنگین بر فراز زندگی مردم سایه افکنده است، هنر بار دیگر چهره راستین خویش را آشکار میسازد؛ چهرهای که ورای سرگرمی و فراغت، نقش تکیهگاه روان جمعی و حافظ امید اجتماعی را ایفا میکند. در چنین هنگامهای، نمایشهای فولکلور و آیینی این یادگارهای زنده و نفسکش فرهنگ مردمان بیش از پیش به مثابه ستونهای نگهدارنده هویت و همبستگی اجتماعی رخ مینمایند.
🔸هویت فرهنگی؛ بنمایه ایستادگی جامعه
نمایشهای فولکلور، روایتگر تاریخ نانوشته اقواماند؛ آیینههایی که حکمت زیست نسلها را در قالب موسیقی، آیین و روایت به امروز میرسانند. در روزگار تنگیِ معاش، بازآفرینی این جلوهها نه تنها پاسداشت میراث فرهنگی است، بلکه افراشتن پرچم هویت جمعی به شمار میآید؛ پرچمی که مردم را در ساحل مشترک فرهنگ به هم نزدیک میکند و ریشههای تعلق را استوارتر میسازد. آنگاه که اضطراب نان و روزمرگی ذهنها را فرسوده میکند، همین خاطره مشترک موسیقیها و روایتهای محلی است که نشاط و امید را در جان جامعه میرویاند.
🔸هنر؛ سپر روانی در برابر فرسودگی جمعی
فشارهای اقتصادی، گسترش آسیبهای اجتماعی و سرعت افسارگسیخته زندگی مدرن، تابآوری روانی جامعه را کاهش داده است. هنر فولکلور در چنین شرایطی همچون نسیمی ملایم، روزنهای برای تنفس جمعی میگشاید؛ لحظهای کوتاه اما عمیق که انسان را از بار روزمره رها میسازد. لبخند برخاسته از یک نمایش طنز بومی، شور برخاسته از یک رقص آیینی، یا شنیدن نوای آشنای یک ساز محلی، همان جرقه کوچک اما ضروری امید است؛ امیدی که جامعه را از فرسودگی بازمیدارد و به مسیر پایداری بازمیگرداند.
🔸فولکلور؛ موتور نرم اقتصاد فرهنگ
افزون بر اثرات روانی و هویتی، هنر فولکلور نقشی پنهان اما مؤثر در اقتصاد فرهنگ دارد. هر اجرای فولکلور مجموعهای از مشاغل فرهنگی را به حرکت درمیآورد؛ از گروههای نمایشی و نوازندگان گرفته تا طراحان لباس، تکنسینها و سالنهای اجرا. تجربه شهرهای موفق جهان نشان میدهد که فولکلور یکی از پایههای گردشگری فرهنگی است؛ جریانی که هم به هویت شهری جان میبخشد و هم درآمدی پایدار و کمهزینه برای جامعه فراهم میکند.
🔸نفسی تازه در ریههای جامعه
نمایش فولکلور تنها یک رخداد هنری نیست؛ فرصتی است برای گردهمایی انسانها، برای لحظهای همنفس شدن در زیر سقف مشترک فرهنگ. چنین هنری غبار تنهایی را از چهره جامعه میزداید و یادآور ریشههایی است که در خاک تاریخ تنیده شده و به انسان آرامشی دیرینه میبخشند.
🔸در روزگاری که تنگنای اقتصادی و آشوبهای اجتماعی، شادابی زندگی جمعی را نشانه گرفته است، زنده نگاهداشتن چراغ هنر ـ بهویژه نمایشهای آیینی و فولکلوریک ـ نه تجملی فرهنگی که ضرورتی راهبردی است. این هنرها میتوانند:
• امید و نشاط جمعی را تقویت کنند،
• پیوندهای اجتماعی را تحکیم بخشند،
• اقتصاد فرهنگ را به حرکت درآورند،
• و سطح تابآوری جامعه را ارتقا دهند.
📌بر این اساس، شایسته است که در برنامهریزی فرهنگی، تقویت و گسترش اجراهای فولکلوریک بهعنوان سیاستی بنیادین و آیندهساز مدنظر قرار گیرد؛ سیاستی که میتواند در روزگار دشوار، روح جامعه را به استقامت فراخواند و فضای زیست جمعی را روشنتر سازد.
پست های مرتبط
تسهیل سرمایه گذاری در شهر
تبریز؛ کانونِ گفتمانسازی برای دولتِ چهاردهم
بازدیدهای نمایشیِ بازیگرانِ سیاسی