اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
در تاریخ دیپلماسی یک ملت،
لحظاتی وجود دارند که مرز میان سخنرانی و بیانیهی تاریخی کمرنگ میشود. آنچه دکتر مسعود پزشکیان در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک رقم زد، صرفاً یک ارائه از سوی رئیسجمهور یک کشور نبود؛ بلکه فریادی بود از اعماق رنجهای یک ملت که سالها زیر بار سکوت و انزوای ساختگی، نفسهای خود را حبس کرده بود.
اما پیش از این لحظهی درخشان، صحنه با تصویری کاملاً متفاوت از فضای داخلی کشور ترسیم میشد. تنها چند روز پیش از پرواز رئیسجمهور و وزیر امور خارجه، فضای سیاسی داخلی، برخلاف آنچه از یک نظام حاکم در مواجهه با چالشهای جهانی انتظار میرود، رنگ و بوی تقابل با دولت به خود گرفته بود. جریانهای تندرو،مجموعهای از اصولگرایان مصلحتطلب گریز و وفاداران به سیاستهای انزواطلبی، باالفاظی گزنده، کنایههایی تحقیرآمیز و با نگاهی بدبینانه، رئیسجمهور و تیم دیپلماتیک او را بدرقه کردند. آنها با نگاهی محدود و از سر بی سوادی و احساسات زودگذر و هیجانی، هرگونه دیالوگ با جهان را تسلیم و هرگونه تلاش برای بازگشت به نظم بینالمللی را رویگردانی از اصول میخواندند. آنها میخواستند پزشک سیاست را به تماشای بیماری خود بنشاند، نه اینکه به او اجازه دهند جراحی دیپلماسی را آغاز کند.
آنچه در نیویورک رخ داد، یک زلزلهی سیاسی بود.
دکتر پزشکیان با همان آرامش همیشگی اما با قدرتی که از ریشههای عمیق انسانی و ملیاش میجوشید، در تالار ملل، نه به عنوان یک سیاستمدار در تالارهای قدرت، بلکه به عنوان سخنگوی وجدان بیدار یک ملت ایستاد و آن سخنرانی تاریخی خود را ایراد کرد. او با کلمات آتشین با چاشنی تهدید و منطق توامان و با استدلالهای بیکموکاست، مرزهای آنچه را که تندروها اصل میپنداشتند، جابهجا کرد. او نشان داد که اصل،ایستادن در برابر زور و قلدری است، نه ایستادن در برابر جهان. او ثابت کرد که قدرت در گوشهگیری نیست، بلکه در تأثیرگذاری است.
ناگهان، همان کسانی که پیش از سفر، با تندی و کینهتوزی، مسیر دیپلماسی را سد میکردند، زبان به تحسین گشودند. همان جریانهایی که با الفاظ زشت، امید تغییر را در دلها میکشتند، اکنون با واژههایی جدید، در تلاشاند خود را با این موفقیت عظیم تطبیق دهند. این چرخش ۱۸۰ درجهای تندروها، نه از سر تغییر عقیده، بلکه از سر شکستی است که در برابر صلابت کلام رئیسجمهور تجربه کردند. آنها دیدند که پزشک، نه تنها بیمار سیاست نیست، بلکه تنها کسی است که میتواند با تیغ تیز منطق، زخمهای دیپلماسی این کشور را التیام بخشد.
دکتر پزشکیان در نیویورک، فراتر از یک مقام دولتی، به نماد روشنفکری عملگرا تبدیل شد. او ثابت کرد که میتوان با حفظ عزت ملی، در قلب سازمان ملل، با صدای بلند از حقوق انسانی و عدالت جهانی سخن گفت.
امروز، وقتی نگاهی به تقابل سخنرانی نیویورک با بدرقه کردنهای تلخ داخلی میاندازیم، تنها یک نتیجه حاصل میشود: حقیقت، هرچقدر هم که در برابر تندرویها تحت فشار باشد، راه خود را به سوی روشنایی باز خواهد کرد. او نشان داد
که سالها مشق نهج البلاغه کردن بی ثمر نبوده و اگر متحجرین پرشور داخلی و هرزه های سلطنت طلب زبان در کام گیرند این مرد می تواند کاری کند کارستان. اگر علی دوران به تیغ قساوت ابن ملجم زمانه در کنار ما نیست اما تاریخ تکرار می شود و زنیب و سجاد صفتانی هستند تا کاخ سبز اموی را در همان شام زمانه بر سر یزید زمان خراب کنند.
ما در «ساقی آذربایجان»، این پیروزی منطق را تبریک میگوییم؛ پیروزیای که نه تنها مرزهای جغرافیایی، بلکه مرزهای تردید در دل ملت را نیز جابهجا کرد، آقای رئیس جمهور حفظهم الله از شما ممنون و به رای و حمایت مان از شما می بالیم.
پست های مرتبط
توسعه متوازن و پایدار؛ ضرورتی برای امروز و آینده
در ستایش مردی که در میان طوفان ایستاد و صدای حقیقت را به گوش جهان رساند
شکست عملکردی شورای شهر تبریز